دهکده معماری

معماری ایران باستان

معماری ایران باستان

معـماری ایرانی به شـش قـرن قـبل از میلاد مسیح باز می گـردد، که مـشـخـصات هـر دورهً معـماری را در دوره های مـخـتـلف تاریـخـی شـرح می دهـیـم :

1- معـماری دوران ماقـبـل تـاریخ تـا زمان حـکـومت مادها.

2- معـماری از زمان حکـومت مـادهـا تـا پـایان دوره حـکـومت ساسانیان .

در رابـطه با معـماری ایران، بایـد  یـادآوری شـوم، تـغـیـیـراتی کـه در رابـطه بـا هـنـر پـیـشـیـنـیان ایـران در معـماری داده شـده و نـحـوهً ساخـتمان سازی آن دوران. در سخـنی کـوتاه مـی تـوان به : حکـاکـی بـر روی سـنگ، گچکاری، نقاشی، آجرکاری، آئینه کاری، کاشی کاری، موزائیک کاری و دیـگـر کـارهـای تـزئـیـنی اشـاره کرد.
الـبـتـه مـا بایـد استـثـنـاهـایی هـم بـرای ساخـتـمان هـای چـنـد شـکـلی کـه بـرای مـواردی خـاص اسـتـفـاده می شد، قـائـل شـویم. این گـونـاگـونـی بـرآمـده از نـیـازهـای خـاص مـردم در زمـانـهـای مـتـفـاوت بـوده است.

هـنـرمـنـدان ایـرانی بـه دنـیـا ثـابـت کـردن کـه تـوانائـی هـای بالایی دارنـد و شـامـل احـتـرام بـسیار، بـخـاطر اثـرهـای تـاریخـی مـنـحـصر بـفـرد فـراوانـی کـه از خـود بـجـای گـذاشـتـه، هـسـتـند.

   

 

مـشکـل است که بـتوان معـماری ایرانی را از زمانـهـای بـسـیـار دور تـا بـحـال طـبـقـه بـنـدی کرد. اما، تـرتـیـبات زیـر مـی تـواند چـشـم انداز وسـیـعـی از ایـن کـارهـا در اخـتـیـار شـمـا قـرار دهـد: کـلـبه هـای ماقـبل تـاریـخ، شهـرهـا و قـصـبه های اولـیه، اسـتحـکـامات و دژهـای نـظـامی، معـابـد و آتـشـکـده ها، مـقـبـره ها و آرامـگـاه هـای بـزرگ، مـکـانهـای عـظـیـم تـاریـخـی، سـدهـا و پـلـهـا، بـازارهـا، حـمام هـا، جـاده هـا، مسـاجـد عـظـیـم، بـرجـهـا و مـنـاره هـا، ساخـتـمانهـای مـذهـبـی و محـلهـایی از دوران اسلامی، و هـمچـنـیـن بـنـاهـا و یـاد بـودهـای گـسـتـرده در کـشـور ایران.
از دیگـر چـیـزهـای مهـمی که بـرروی معـماری ایرانی تـاثـیـر گـذار بوده است، شـرایط مهـم آب و هـوائی در فلات ایران بوده است. بطور مـثـال سبک معـماری در شـمال کـشـور و کـوهـپـایـه های ایران بـا سـبک معـماری در جـنـوب و کویر ایران تـفـاوت دارد. اکـنـون با مصـادف شـدن بـا اطاعـات تـمام نـشـدنـی و حـیرت آوری کـه امـکـان آن در هـیچ کـشور دیـگـری نـیـست، نگـاهـی داریم گـذرا بـه معـماری ایرانی

                                        

 

صحـبت کردن در مـورد معـماری باستانی، بدون ایـنکـه نـمونه هایی از آن وجود داشتـه باشـد تـقـریـباً غـیـر مـمـکـن است.
یکی از قـدیـمی ترین بـناهای کـشف شده در فلات ایران مربـوط می شود به بـنای رنگ شـده " زاغ تـپـه " در قـزوین. در تاریخ گـذشـته کـه مربوط می شود به قـرن هـفـتم و اوایل قـرن شـشم قـبل از میـلاد، بایـد بـسیار مورد رسیدگـی قـرار گـیرد که در آن زمان قـبل از تاریخ، چـگـونـه و با چـه وسائـلی این بـنا را آراستـه کـرده اند. از این بـنا بـرای جـمع شـدن و اجـتماعـات استـفاده مـی شده است.

در این بـنا از شومـیـنه برای گـرم کـردن ساخـتمان در فـصلهای سرد سال اسـتـفاده می شده است. هـمـچـنـین محـلی بـرای درست کردن کـباب داشـتـه است. هـمچـنـین این ساخـتمان دو محـل برای نگـهـداری ابزارها و وسائـل، بعـلاوه اتاقـی کـوچـک که از آن به عـنـوان نـشـیـمن استـفاده می کردند. دیـوارهـا بـوسـیله نـقاشـی از بـز کـوهـی تـزئـیـن شـده است. بـه احـتـمال خـیـلی زیـاد از این مـکـان برای انجـام مراسم مـذهـبـی خـود استـفاده می کـردنـد.
تـپـه سـیالک در نـزدیکـی کاشان نـیـز یکی دیگـر از این مکـانهـای تـاریـخی است، که بـه قـرن شـشم و پـنجـم قـبل از مـیـلاد بـرمـی گـردد

 

نمایی از معـبد چغـازنبـیل در خوزستان

 

 

اولین بار که مردم به منطقه سیالک رفـتـند، نمی دانستـند که چگـونه باید خانه ساخت، و زیر کـلبه هایی که با برگ درخـتان تهـیه شده بود زندگـی می کردند. اما بزودی آنهـا فرا گـرفـتـند که چگـونه با گـل، خشت خام درست کرده و مورد مصرف در خانه سازی قرار دهـند.

در قـرن چهـارم قـبل از مـیـلاد مسیح مردم سیالک بصورتی جامع شروع کردند به بنا نهادن بناهـای جـدید، که بخوبی مشخص است. این بناهـا بصورتی یکجا و توده، و تماما تهـیه شده از آجر خام بود. این آجـرهای اولیه کـه بـصورتی بیضی شکـل تهـیه می شد، در آفـتاب گـذاشته شده و خشک می شدند؛ و بعـد از آن مورد استـفاده قـرار می گـرفـتـند. معـماری این دوره تـمام بـناهـا را با رنگ قـرمز تـزئـین کرده و تمام درهای این بـناهـا کوتاه و باریک بوده و قـد درها بـیشتر از 90 - 80 سانتی متر نبود.
تـپـه حسن در نزدیکی دامغـان، تـپه ایلـبـلیس در 72 کیلومتری کـرمان، و تـپه حسنـلو در آذربایجان غربی از بـناهایی هـستـند که بوسیله حفاری های باستان شناسی از زیر خاک بـیرون آورده شده اند.

 

در حفاری های تپه حسنلو، سه بنای عـظیم کـشف شد که تمام آنهـا با نـقـشه ای یکسان درست شده بودند. این بـناها به 1000 - 800 سال قـبل از مـیلاد مسیح بـرمی گـردند. تمام آنهـا دارای دروازهً ورودی، حـیاط سنگـفرش شده، اتـاقـهـا و انـبار بوده اند.
در معـماری تـپه حسنلو، ساختمانهـا بـنـظر از چوب بنا شده اند؛ مربع و بصورت برج با پـایه های چـوبی که بدون برش بصورتی عمودی از آنهـا بعـنوان پایه و ستون استـفاده شده بود. یکی از اتاقـهـا بصورتی سنگـفرش شده با خشت خام کشف شد. نکـته جالب توجه اینکه اتاقی دیگـر را که بعـنوان آشپـزخانه از آن استـفاده می شده دارای جاهای مخصوص با شومینه دور آنها بود.

یکی از معـماریهای مهـم ایران مربوط است به قرن 13 قـبل از میلاد؛ معـبد چـغـازنـبـیل ( 1250 قبل از میلاد ) است که در کنار رودخانهً کرخه در استان خوزستان در جنوب ایران قرار گـرفـته است. این معـبد بوسیله "هـونـتاش هـوبان" پادشاه ایلام بر روی خرابه های شهر باستانی "دور - آنـتـش" ساخته شده بود.
این معـبد نشانگـر اوج و شکوه معـماری در آن دوره است. این بـنا بصورت چـهـارگـوش و به صورت یک ساخـتمان پـنج طبقه است، که هـر طبقه از طبقه قـبلی کوچکـتر است و نمائی بصورت مخروطی را نشان می دهـد. معـبد اصلی در آخرین طـبـقـه ساختـه شده بود. موادی که در ساختمان این معـبد بکـار رفـته است، بـیـشـتر از آجرهـای پـخـته لعـاب دار هـمراه با ساروج بـسیار قـوی بوده است.

گـنـبد غـربی معـبد چـغازنـبـیل که بصورتی ماهـرانه ساخته شده بود هـنوز هـم پس از گـذشت سـه هـزار سال از تاریخ آن بصورتی عـجـیب و حیرت آور در وضعـیتی خوب بسر می برد. ساخـتـن طاقـهـای هـلالی شکـل برروی راهـروهـا و پـلـکـان هـای داخل معـبـد نـشـانگـر مـوفـقـیت فوق العـاده و شگـفت آور معـماری در ایران باستان است. چـیـزی که باعـث تعـجب و شوک بـسیار در معـماری چـغـازنبـیل است، اینکه ابـتـکار هـنـرمندان آن دوره در اخـتراع و ساختـن یک سیستم جدید که آب آشامـیدنی ساخـتمان را تهـیه می کرده است. آب تسویه شده بوسیله عبادتـگـران و پـرستـشگـران و ساکـنین آن منطقه مورد استـفاده قرار می گـرفت.

+ نوشته شده در  89/03/20ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط Farham  | 

آمار کشور بازديدکننده ها

آمار کشور بازديدکننده ها

رتبه کشور تعداد ورودی درصد نمودار
1 ج. ا. ايران

1884

77.21%

2 آمريکا

280

11.47%

3 برزيل

90

3.68%

4 کانادا

31

1.27%

5 لهستان

27

1.1%

6 انگلستان

24

0.98%

7 آلمان

13

0.53%

8 استرالیا

10

0.4%

9 امارات

7

0.28%

10 کويت

6

0.24%

11 بلژيک

6

0.24%

12 نروژ

6

0.24%

13 هلند

5

0.2%

14 سوئد

5

0.2%

15 ترکيه

5

0.2%

16 ژاپن

5

0.2%

17 روسيه

4

0.16%

18 دانمارک

4

0.16%

19 فرانسه

3

0.12%

20 اتريش

3

0.12%

21 ايتاليا

3

0.12%

22 يونان

2

0.08%

23 افغانستان

2

0.08%

24 مالزي

2

0.08%

25 هند

2

0.08%

26 اسپانيا

2

0.08%

27 رومانی

1

0.04%

28 عراق

1

0.04%

29 اوکراين

1

0.04%

30 عمان

1

0.04%

31 سوئيس

1

0.04%

32 ارمنستان

1

0.04%

33 تايلند

1

0.04%

34 سوريه

1

0.04%

35 کلمبيا

1

0.04%

بقيه کشورها

0

0%

مجموع

2440

100%

+ نوشته شده در  89/03/20ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط Farham  | 

يادداشتي در باب مقاومت مصالح

يادداشتي در باب مقاومت مصالح

(شرح ديدگاههاي دكتر مسعود دهقاني در مبحث مكانيك مصالح)
عرفان كسرايي
مباحث مرتبط با مكانيك جامدات (mechanics of solid)يا مكانيك مصالح mechanics of material)) كه در ايران اغلب با نام مقاومت مصالح(strength of material) از آن ياد مي شود شاخه اي از علم مكانيك است كه با استفاده از روشهاي تحليلي به بررسي و تعيين مقاومت (strength) و صلبيت(rigidity) و نيز پايداري ارتجاعي(elastic stability) اعضاي باربر مي پردازد. مبحث مقاومت مصالح كه اصالتاً در حيطه مسائل مهندسي مطرح مي گردد مانند علم تئوري ارتجاعي(theory of elasticity) و تئوري خميري (theory of plasticity) رفتار اجسام را با نگرش صرفاً رياضي و با چنان دقتي تحليل نميكند. مكانيك جامدات در سطحي كه در دانشكده هاي فني و مهندسي تدريس ميگردد بنام مكانيك جامدات مهندسي (technical mechanics of solids) شهرت دارد و اساساً بر پايه شرح رفتار يك عضو تحت ﺗﺄثير بار, مقاومت داخلي و تغيير شكل آن قرار دارد. علم مكانيك جامدات موضوع بسيار گسترده اي است كه با گذشت زمان, بر درك و تشريح مسائل و نيز بر دامنه آن افزوده مي شود و نگرشهاي نويني در اين زمينه طرح ميگردند. مباحث مطروحه در كتابهاي فلسفه علوم و مهندسي ﺗﺄليف دكتر مسعود دهقاني از جمله اين رويكردهاي نوين در مبحث مكانيك مصالح است. بخشهايي از اين كتاب به توضيح و تبيين ماهيت تنش (stress) در سازه ها اختصاص دارد. نيروهايي كه درداخل يك عضو ايجاد مي گردند(internal forces) تا اثر نيروهاي خارجي را متعادل كنند كميتهايي برداري هستند. در مقاومت مصالح تنش بصورت شدت گسترش نيرو بر روي سطوح تعريف ميگردد.
همچنين محاسبه تنش در يك نقطه با اين فرض صورت مي گيرد كه جسم يك محيط پيوسته و مصالح آن همگن (homogeneous)باشند. در غير اينصورت به لحاظ اتمي ابهاماتي به وجود خواهد آمد. با التفات به برداري بودن ﺗﺄثير نيروهاي داخلي عمومي ترين حالت تنشهايي كه بر روي سطح عمل مي كنند نمايش تنسوري تنش (stress tensor) است .]ر.ك به كتاب مقاومت مصالح ايگور پوپوف/ ترجمه شاپور طاحوني[
ديدگاههاي مطرح شده توسط دكتر مسعود دهقاني در ابتدا با اشاره به وابستگي تنش ها به سطح بيان مي دارد كه هرگونه سطح يا مرز زمينه مناسبي براي ايجاد و تمركز تنش روي آن است. [ بر اين اساس از ديدگاه اصل بقاي اندازه حركت خطي و دوراني مي توان نوشت:
كه S سطح و Vحجم و n بردار عمود بر سطح و Tيك تنسور است. اين انتگرال حجمي كه قابل تبديل به انتگرال روي سطح است, در بر گيرنده مفاهيم بسيار مهم فلسفي است كه از جمله آن اثبات نظريه انبساط جهان است. اين قانون با عنوان تئوري انتگرال گرين- گوس يا ديورژانس نيز شناخته شده است. از سوي ديگر بر اساس قانون استوكس مي توان انتگرال روي سطح را به روي مرز گسترش داد.
اين رابطه بيانگر آن است كه مي توان انتگرال هر كميتي را از حالت حجمي به سطح و در نهايت روي مرز تبديل كرد. اين موضوع اهميت مرز خارجي هر پديده مادي را به خوبي نشان مي دهد و در حقيقت در عالم مادي, شخصيت هندسي هر جسم در نحوه و شكل اشغال فضا خلاصه مي شود و نكته مهمتر آنكه لازمه ايجاد هرگونه تنش در ماده, وجود سطح و مرز(Boundry) ميباشد. از آنجاييكه تنش ها در نهايت باعث متلاشي شدن شخصيت هندسي جسم مي گردد اين ﺴﺆال مطرح ميگردد كه سمت و سوي اين تلاشي به كدام جهت است و از ديدگاه فلسفي مقصد نهايي اين تنشها و تمايل آنها به كدام سو است؟] از ديدگاه دكتر مسعود دهقاني در كتاب ـ جهان در انبساط ـ اگر ذرات مادي به سمت درجات آزادي بالاتر ميل كنند و از تراكم حجمي آنها كاسته گردد سطح و مرز گسترش يافته و براي يك مقدار نيروي مشخص تنش ها كاهش مي يابند. و در نهايت زماني كه مرز يا سطح به سوي بي نهايت ميل مي كند تنش ها نيز به صفر خواهند رسيد. در اينصورت هم مطابق تعريف تنش و هم بر اساس روابط ديورژنس و استوكس, تنش ها به سمت صفر رفته و حصول اين امر به معناي انبساط جهان مادي است. در رابطه مذكور مقدار انتگرال روي مرز يا سطح وابسته بردار n مي باشد. در صورت ميل كردن سطح يا مرز يك مقدار مشخص جرم m به سمت بينهايت در اين صورت سطح يا مرز محو شده و بعبارتي بردار n جاي تعريف ندارد . از اين رو مقدار تنش ها وابسته به سطح و باندري جسم هستند و به عبارتي تنش هاي حجمي (Body force) نيز وابسته به حجم و قابل تبديل روي مرز نهايي جسم مي باشد.
1.1 نقش تكيه گاهها و درجات آزادي در ايجاد تنش
از ديدگاه روابط فيزيكي درجات آزادي براي اجسام مادي هم در سطح مولكولي تعريف مي شود و هم در سطح ماكروسكوپيك. [ كاملاً روشن است كه يك سازه يا جسم مادي هرچه داراي تكيه گاههاي بيشتر در امتدادهاي مختلف باشد از درجه آزادي آن كاسته مي شود و كاسته شدن از درجات آزادي به مفهوم ايجاد نيروها و تنش هاي بيشتر در نقاط تكيه گاهي است و از طرفي افزايش نيروها وتنش ها سبب كاهش عمر و دوام سازه ها مي گردد. اين مفهوم به خوبي نشان مي دهد كه كاهش درجات آزادي باعث افزايش تنش ها شده در ثاني براي حفظ موقعيت هر جسم يا هر سازه در درجات آزادي كم بايد انرژي زيادي مصرف شود لذا بخوبي پيداست كه ماده به سمتي ميل مي كند كه هر چه بيشتر درجات آزادي ذاتي ميكروسكوپي و ماكروسكوپي را افزايش دهد و حد نهايي اين درجه آزادي با ايجاد تناظر يك به يك بين نقاط فضا و جسم حاصل مي گردد و اين به معناي انبساط جهان است]. شايد اينگونه تصور شود كه نگرش دكتر دهقاني به مبحث مكانيك مصالح, جهت تبيين تئوري انبساط جهان, نحوه رفتار اشياء را به گونه اي تشريح مي نمايد كه به نوعي با ديدگاههاي جاندارانگارانه(animistic) از طبيعت چيزها مشابهت پيدا مي كند . اما بايد گفت در اينجا اشياء و چيزها واجد يك روح دروني نيستند. آنچه سبب ايجاد تنش در سازه ها مي گردد نه يك تعيين دروني كه سنتز جدال ميان ماده(Material) و ابعاد فضا است. بنابراين به وضوح مي توان نوعي پس زمينه فلسفي هگلي را در اين مبحث مشاهده نمود. در نهايت اين نوع نگرش به خوبي از پس توضيح و تبيين سمت و سوي پديده ها بر مي آيد. در بحث تكيه گاهها(supports) با بررسي انواع تكيه گاهها نظير تكيه گاههاي غلتكي و ميله اي(roller and link supports) , تكيه گاههاي مفصلي (pinned supports) , و تكيه گاههاي گير دار و ثابت (fixed supports) به نتايج مشابهي مي رسيم. افزايش تكيه گاهها سبب كاهش درجه آزادي شده و به تبع آن تنش ها نيز افزايش مي يابند. و همچنين مطابق با اين ديدگاه [ تا زماني كه ذرات بنيادين ماده به بالاترين درجه آزادي نرسند حركت و جنبش و تنش در جهان مادي وجود خواهد داشت. و فقط زماني جهان مادي از قيد تنش رها خواهد شد كه ماده به صورت انرژي در آيد. صورتهايي از ماده كه متراكم تر هستند مانند جامدات بيشتر تحت اثر اسارت مكان و فضا دچار تنش مي شوند و به همين دليل رو به استهلاك و تحليل مي روند و به صورتهايي از ماده كه داراي درجات آزادي بيشتري هستند ميل مي كنند.] در بخشهاي ديگري از كتاب انبساط جهان در توضيح ماهيت تنش آمده است:[اصولاً در اسارت فضا و مكان بودن كه از خصلتهاي ماده است به معني تحمل تنش ها و نيروهاست. و اين تنش ها ماده را به سمت تسليم شدن و افزايش كرنش ها و در نهايت افزايش درجات آزادي مي كشاند. به همين دليل صورتهايي از ماده كه درجات آزادي و انعطاف پذيري (flexibility) بيشتري دارند دوام و پايداريشان بيشتر است و مرز Boundry)) و شخصيت هندسي آنها داراي بقاء بيشتري است. حفاظت از شخصيت هندسي اجسام و بويژه اجسام جامد توسط كميتهاي فيزيكي مانند مدول الاستيسيته حفاظت از شخصيت هندسي اجسام و بويژه اجسام جامد توسط كميتهاي فيزيكي مانند مدول الاستيسيته (modulus of elasticity) و مدول برشي E وG و ضريب پواسون υ صورت مي گيرد كه در صورت غير ايزوتروپ و غير همگن بوده اجسام اين مدول ها افزايش مي يابند و در هر امتداد و جهت, مقدار خاص خود را دارند. در حالت نيروهاي ديناميكي ضرايب مادي ديگري مانند ضريب استهلاك اضافه مي گردد كه براي اجسام مادي با اشكال هندسي مختلف و تحت نيروهاي ديناميكي و استاتيكي اين ضرايب در قالب ماتريسهاي چند بعدي مانند سختي و جرم و ... ارائه مي گردند. اما همه اين مقاومت هاي دروني مادي بالضروره و با گذشت زمان و تحت اثر تنش ها و خستگي ها رو به كاهش گذاشته و اجسام با تراكم حجمي بالاتر به سمت انبساط و تلاشي جرمي حركت مي كنند. در بعد سازه اي نيز هرچه انعطاف پذيري و درجات آزادي سازه ها بيشتر باشد دوام و پايداريشان بيشتر است و سطح و مرز و شخصيت هندسي آنها داراي بقاي بيشتري است. به هم فشردگي ماده به اين علت كه تراكم حجمي بالا مي رود و درجات آزادي ذرات بنيادين كاهش مي يابد به شدت تنش زاست. و لذا اين به هم فشردگي به اجبار و به طور طبيعي داراي حد و مرز خواهد بود. در حاليكه در بعد افزايش حجم و كشش در ماده هرگونه افزايش حجم و بزرگ شدن جسم داراي حدود مشخص نيست و به دليل سازگاري و انطباق اين حالت كششي با افزايش درجات آزادي باندري جسم به سرعت گسترش مي يابد. به همين علت بسياري از مصالح در مقابل كشش (Tensional stress)ضعيف بوده و مقاومت چندان نشان نمي دهند در حاليكه در مقابل فشار(Compressional stress) ايستادگي مي كنند.] در ادامه فرسودگي و استهلاك صورتهاي مادي بر اساس درجات آزادي و تنشهايي كه هر صورت مادي متحمل مي شود توجيه مي گردد. بنابراين مشاهده نموديم كه تبيين فلسفي تئوري انبساط جهان با براهين دقيق ,مستدل و حساب شده چگونه قادر است رفتار مكانيكي مصالح را به خوبي توجيه نمايد.
1.2 انرژي كرنشي , پايداري سازه و تنش هاي پس ماند
با كاهش تنش ها انرژي واحد حجم نيز به حداقل مي رسد. در اين صورت پايداري و دوام و ثبات بيشتري براي جسم حاصل خواهد شد. اين مطلب دقيقاً با اصل بقاي انرژي(principle of conservation of energy) همخواني دارد. در محدوده ارتجاعي با جايگزيني رابطه هوك و رابطه خطي تنش و كرنش رابطه وابستگي انرژي واحد حجم به توان دوم تنش بدست مي آيد. چگالي انرژي كرنش در محور طولي برابر خواهد بود با:
و براي هر سه محور خواهيم داشت:
لذا با جايگزيني رابطه هوك داريم:
اين رابطه انرژي كرنشي قابل بازيابي يا ذخيره كردن براي يك جزء تحت بار محوري را نشان مي دهد. بر اساس اين رابطه ضريب فنريت و (modules of resilence) و طاقت مصالح (toughness) كه نقش موثري در دوام و پايداري جسم جامد دارند بدست مي آيد. بحث انرژي كرنشي را همچنين مي توان براي خمشهاي خالص (pure bending) و تنشهاي برشي نيز بيان كرد كه همگي پيام فلسفي واحدي دارند.
براي تنش هاي برشي:
بااستفاده از قانون هوك :

و در حالت كلي:

بنابراين انرژي ذخيره شده يا قابل بازيابي در اجسام جامد خطي ارتجاعي با توان دوم تنش و عكس مدول الاستيسيته رابطه مستقيم دارد. براي يك مقدار مشخص جرم با كاهش جرم حجمي و انبساط مصالح سطح و مرز جسم افزايش يافته و حتي مقدار سختي جسم در برابر تغييرات شكلE و G نيز به شدت كاهش مي يابد. لذا انبساط جسم براي مقدار مشخص جرم تنش را به شدت كاهش مي دهد. اين امر به دليل وابستگي انرژي به توان دوم تنش باعث كاهش شديد سطح تراز انرژي كرنش شده و حالت پايدارتري را ايجاد مي نمايد. در ادامه اين پرسش را طرح مي نمايد كه زايش تنش ها تا كجا ادامه مي يابد و مقصد نهايي جهان مادي كجاست؟ . ] زايش تنش ها حداقل تا انبساط كامل و قابل تصور ماده و ايجاد تناظر يك به يك بين ذرات مادي و نقاط فضا ادامه مي يابد... هدف, رسيدن به صورتي از ماده در قالب نوعي از انرژي است كه صورت اشغال كننده فضا در قالب جامد و مانع نباشد... نزديكترين تصور به حالت نهايي ماده براي فرار از تنش ها انرژي نوراني است.[ جهان مادي بر اساس ضرورت به سمتي ميل ميكند كه هر حجم اختياري از فضا منطبق بر حداقل سطح تراز انرژي گردد و يا به سمتي ميل مي كند تا به حداكثر سطح دوام و ثبات و پايداري با حفظ اصل بقاي ماده و انرژي و حذف تنش ها برسد يا بعبارتي ذرات مادي داراي بي نهايت درجه آزادي شوند و اين به معني انبساط جهان است. تبيين تئوري انبساط جهان با قانون نسبيت اينشتين نيز شايسته توجه است. ]از آنجايي كه مطابق با قانون E = mc² پايداري و دوام بيشتر ماده در سطوح تراز انرژي پايين تر اتفاق مي افتد هر مقدار از جرم m با توان دوم سرعت نور وابستگي دارد لذا هرچه جرم حجمي كمتر باشد سطح تراز انرژي جرم اختياري m كمتر بوده و پايدارتر است[ بنابراين مي توان گفت معادلهء E = mc² نيز ﻤهر ﺘﺄييد ديگري بر تئوري انبساط جهان ميكوبد.
در ادامه اينطور تحليل مي گردد كه غايت انبساط ماده صرفاً شكل انرژي نوراني ندارد. و اين مساله بدرستي با نتايج آزمايشگاهي و انحراف نور در اطراف ميدان گرانشي هماهنگي دارد. بنابراين حد نهايي انبساط جهان فراغت و رهايي كامل از تنش ها خواهد بود.


منبع: هوپا

+ نوشته شده در  89/03/19ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

طرح واحدهای خودیار نظریه کلرنس پری

طرح واحدهای خودیار نظریه کلرنس پری

بطورکلی دردوران پس ازانقلاب صنعتی وانباشته شدن شهرها ازجمعیت شاغل دربخش صنعتی وتوسعه ماشینیسم ، نقطه نظرهای متفاوتی دررابطه با توسعه شهرها وویژگیهای درونی آنها قوت گرفت. درمطالعه مقدماتی که درسال 1926 ودریک گزارش منتشر شده بوسیله کمیته طرح منطقه ای نیویورک ومحیطهای اطراف آن درسال 1929 انجام گرفت کلرنس پری تئوری واحد خودیار خودرا مطرح ساخت، که دارای شش ویژگی بشرح زیر بود:

شبکه های اصلی وشبکه راههای پررفت وآمد نبایستی ازمیان بافتهای مسکونی بگذرند. چنین خیابانهایی بهتر است برمحیط پیرامون واطراف واحدهای مسکونی بوجود آیند.

شبکه راههای داخلی بهتر است که بصورت کوچه های بن بست باوظایف سبکی که بطور عمومی آرامش محله را برهم نریزد طراحی وتحت ساختمان قرارگیرند . این چنین راههایی بایستی سلامتی، آرامش وحجم کم ترافیک را بطور متناسبی درداخل محله تامین سازند.

جمعیت محله های مسکونی بهتر است که برمبنای ضروریات ومحدوده عملکرد یک مدرسه ابتدایی شکل گیرند، جمعیت مبنای این تئوری درحدود 5000 نفراست( معمولاً اندازه یک محله برمبنای محدوده عملکرد یک مدرسه ابتدائی حدودی برابر3000 تا 4000 نفر می باشد ).

این واحد های خودیاربهتراست که به مرکزیت یک مدرسه ابتدایی که درمیان فضای سبز قرارگرفته وحدود خدمات آن را محدوده ومرزهای واحد خودیار تشکیل می دهد بوجود آید.

حدود اشغال فیزیکی یک واحد خودیار تقریباً 160 ایکر( هرایکر برابر4000 مترمربع) بوده وحد تراکم جمعیت نیز ده خانوار درهرایکر تعیین می شود. شکل واحد همسایگی بهتراست به نحوی باشد که یک کودک پیش ازیک دوم مایل فاصله ازواحد مسکونی خود تا مدرسه را بصورت پیاده نپیماید ( هرمایل برابر1609 متر)

این واحد بوسیله تاسیسات خرید ،مراکز مذهبی، یک کتابخانه ویک مرکز اجتماعی (محله ای) که بهتر است درنزدیک ترین فاصله به دبستان قرارگیرد ، سرویس دهی گردد.

خصیصه های طرح کلرنس پری به قرارزیراست :

دبستان: که بعنوان هسته اصلی است که درمرکزواحد خودیار قرار می گیرد وفاصله آن ازواحدهای وسکونی حداکثر 800 تا 1200 متراست . تامحصلین بتوانند براحتی وبصورت پیاده به دبستان بروند (درحقیقت این فاصله حدود واحد خودیار را مشخص می نماید)

پارکها : فضای سبزوزمینهای بازی 10% وسعت هروحد خودیار را می پوشانند . بخش اعظم این پارکها ،درمراکز حوزه ودرجوار دبستانها قرار می گیرد. دراین طرح،زمینهای بازی جهت استفاده بچه ها درطول واحد خودیارپراکنده می گردد وفاصله محیط آموزشی (یا محل سکونت بچه ها) تا زمینهای بازی، بیش از400 مترنیست.

مغازه های محلی: مغازه هادرگوشه های واحد خودیار تاسیس می شوند ؛ ودرحقیقت،درمکانی ایجاد می شوند که درتقاطع راهها بوده وبا مغازه های سایر واحدهای خودیار مجاور باشند. ایجاد مغازه هادرگوشه های واحد خودیار،بدان دلیل است که کلرنس پری معتقد است که وجود مغازه ها درمرکز جامعه خودیار،وسیله های نقلیه موتوری را به داخل جامعه می کشاند وسلامت بخش واحدهای مسکونی را درمعرض خطر قرار می دهد.

واحدهای مسکونی : منطقه واحدهای مسکونی جهت سکونت 1000 خانوار یا 5000 نفر، درنظرگرفته شده است.

خیابانها ومعابر عمومی: هرواحد خودیار به وسیله راههای اصلی احاطه می شود وهمه گونه آمادگی را برای پذیرش ترافیک ارائه میدهد. این خیابانها قادرند مرزهای مطمئنی برای واحدهای خودیار باشند .درطرح کلرنس پری،شناخت وتاکید برعوامل وسعت، مرزها، فضاهای باز، محل ساختمانهای عمومی، مغازه های محلی وراههای داخلی ، اساس کار به شمار می رود. ازنظرکلی، واحدهای خودیار ازنظراجتماعی وارزشهای فرهنگی ،قابل تأمل ومطالعه است. ازنظر جامعه شناسان درطرح واحدهای خودیار، مشکلات ناآشنایی وناشناسی مردمی که درواحد خودیار ساکنند، به حداقل می رسد؛ ومشکلاتی که درشهرهای امروزی ازنظر روابط همسایگی بین مردم شهرها وجود دارد،کاهش پیدا می کند.ازطرفی، امکان بهره گیری اززندگی روزانه به نحوی مطلوب وآسان، ازنظرارائه خدمات شهری وقسمتی ازوظایف روزانه مردم وتعیین محدوده فعالیتهای آنان، فراهم می گردد. همچنین، واحدهای مسکونی درواحدهای خودیار می توانند مرزهای مطمئنی ازنظر اجتماعی وفرهنگی باشند.با همه این امتیازات دربعضی موارد اجرای طرح واحد خودیار با مسائل ومشکلاتی همراه است واجرای این طرح تنها می تواند درشرایط ذیل موثر وعملی باشد:

زمینهای دور ازبخش مرکزی شهرها وزمینهای آزاد شهری

درشهرها وحومه های نوساز که هنوز دارای زمینهای خالی وبه اندازه می باشند.

دربخش های داخلی شهرها که طرحهای نوسازی به مقیاس وسیع تری انجام می گیرد.

 
+ نوشته شده در  89/03/19ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

معماری خاک

معماری خاک





معماری خاک
زینب باران چشمه – دانشجوی کاردانی معماری
همایش ملی دانشجوئی معماری ایران – کاشان – معماری و انرژی
شهریور1387 Baran.ze@gmail.com
چکیده :
آنچه درپیش روست تاریخ معماری مدرن نیست ، بلکه نگره ای نظریه پردازانه است و تلاشی را برای توصیف اینکه معماری مدرن درباره چیست به دست می دهد . آنچه ممکن است تا حدی متظاهرانه به نظر رسد ، ولی باید اذهان داشت که کژ فهمی ها و سوء تعابیری که در کار است که این گونه روشنگری ها را به چیزی ضروری بدل می سازد . محض رعایت بی طرفی باید آنچه را که جنبش مدرن واقعا خواهان آن بود یادآوری کرد و آنچه را هم که در عمل به آن رسید خاطر نشان ساخت . امروزه برخی از نویسندگانی که به این موضوع می پردازند ، حتی مدعی اند که جنبش مدرن حکم نوعی " کلاف سردرگم" را دارد ، آنان اظهار می دارند که معماران مدرن در عالم واقع "ایدئولوژی" مشترکی نداشتند و به طریق اولی معماری مدرن نمی توانست اصولا وجود داشته باشد . جنبش مدرن بی تردید مبنا و جهت گیری خاص خود را داشته است ، و تنها آن دم که این به درستی درک گردد ، امکان رسیدن به ارزیابی منصفانه ای از پیامدهای آن ، و از جمله کوشش های پسا مدرن اخیر ، فراهم می آید . به این طریق می توان به نقطه عزیمتی برای جست و جو و پیگیری معماری ای دموکراتیک در عصری که در آن به سر می بریم ، دست یافت .
رویکرد اتخاذ شده رویکردی است عینی و پدیدار شناختی . از طریق نوشتن "پیرامون" معماری ، و یا اولویت اصلی را به مسائل اجتماعی و سیاسی دادن ، چیزی حاصل نمی آید .معماری را باید با مناسبات خود معماری درک کرد . البته این بدین معنی نیست که معماری را رشته ای "مجزا و خود مختار" برشمریم . معماری به مثابه نوعی هنر ، به زندگی تعلق دارد . هدف آن نیز عبارت است از فراهم آوردن مکان هایی که زندگی بتواند در آن "به وقوع پیوندد" . مکان مجموعه ای از منابع یا احیانا ظرفی خنثی و بی طرف نیست ، بلکه در واقع محیطی است عینی و ملموس که نوعی نظم و منش و ویژگی در خود دارد . بدین ترتیب چنانچه در سویی راجع به زندگی سخن رانده شود ، و در سوی دیگر از مکان ، چنین چیزی بی معناست . "طراحی برای زندگی" به واقع شعاری بود که برای بیان هدف کلی جنبش مدرن به کار می رفت .
تفصیل این امر ، با توصیفی از جهان نو و نیاز انسان برای جهت گیری و تعیین هویت در آن ، آغاز می گردد . معماری به طور کلی این نیاز را از طریق سازماندهی فضایی و بیان صوری ، برآورده می سازد . اهمیت بنیادین این مفاهیم ، مدت ها پیش تشخیص داده شد لیکن تا امروز هیچ گاه بحث شایسته و درخوری در مورد آن صورت نپذیرفت .
واژه "ریشه ها" در این مقاله اشاره به ساختارهای ماندگار ( و نه زود گذر ) و الگویی ، و همچنین تجارب و یافته های دوره های تاریخی مربوط به آنها دارد . در برهه کنونی که ابعاد تاریخی معماری مجددا نقشی عمده یافته اند ، مشخصا مباحثی از این دست اهمیت می یابند . برای ممکن ساختن طرح این گونه مباحث ، در هر فصل بخش هایی نظری با ماهیتی کلی گنجانده شده است . شیوه عرضه این گونه مباحث ، گاهشمارانه یا زمانبندی شده نیست بلکه بر حسب مسائلی که جنبش مدرن را متاثر می ساخت ، سازماندهی شده است و به دنبال آن ، مسیر تکوینی که گیدیون آن را "سنت جدید" می نامید درج گردیده است . با این حال نوعی گاهشماری و یا زمانبندی نیز تلویحا به چشم می خورد که با عناوینی همچون "پیش از مدرن "،"مدرن"و"پسامدرن" نشان داده شده است .
کالبد طبیعی انسان از خاک است و طبیعت و سرشت وی برخواسته از خاک است و دوباره به خاک برمی گردد. کالبد معماری خاک نیز مانند کالبد انسان از خاک برخواسته و دوباره به خاک برمی گردد. این تجانس باعث سازگاری معماری خاک با سرشت آدمی شده است. کالبدها محل پرورش و اسباب پرورش نفس است و نفوس انسان ها نیز در کالبد طبیعی خود رشد یافته و متعالی می شوند.
طبیعت رحم پرورش برای انسان است و معماری نیز به عنوان بخشی از این طبیعت به هم وابسته و پیوسته ، به تناسب خود محل رشد و تعالی و پرورش انسان است. سازگاری بین سرشت آدمی و طبیعت بکر دستمایه تهیه این مقاله است . در این مقاله سعی در تبیین این موضوع از دیدگاه سنتی است .
تاثیر نامناسب بر طبیعت سابقه چندانی ندارد و این اخلالگری یک پدیده نسبتا تازه است که به دو عامل مهم مربوط می شود، یکی افزایش جمعیت انسان و دیگری تسلط جمعیت انسان بر طبیعت.
در مجادله زیست محیطی جاری در جهان هیچ چیز خطرناکتر از نگاه صرفا علمی به انسان نیست، نگاهی که ارتباط بشر را با ریشه های معنوی وی قطع می کند و وجود یک طبیعت تقدس زدایی شده را مسلم می کند.
باید زمینه ای فراهم ساخت تا انسان بتواند در یک محیط پاک و منزه به تلاشی معنوی مادی خود برای استمرار زندگی و بقای طبیعت حرکت کند چرا که بدون امنیت زیست محیطی جهانی، نمی توان امنیت ملی و حتی اجتماعی را تضمین نمود.
بیش از سه دهه است که رابطه انسان با جهان طبیعی به دلیل رخ دادن طیف وسیعی از بحران های محیطی، در مقوله های خاص و گاه تخریب محیط زیست را در زمین فراهم می سازد. انسان معنوی، همیشه طبیعت را چون وسیله بهتر شناختن آفریدگار کاویده است، شکل ها و فضاهای طبیعت از آنجا که آفریده ها و نمادهایی خدایی هستند، از هر آنچه آدمی خلق می کند ازلی تر و جامع ترند.
دنیای امروز، جهان سکولار ، جهانی غیر دینی و بی معناست که پدیدآمدن دوگانگی در شخصیت انسان معنوی را باعث می شود، معمار با رمز و نه هرگز به کلامی صریح سه چیز اصلی را به یکدیگر پیوند می دهد. ( آدمی – فضای معنوی – فضای کالبدی ) مهمترین مفهوم برای معماران این است که محیط مصنوع را با توجه به افزایش کیفیت زندگی و مرتفع ساختن نیازهای آیندگان بسازیم.
در این مقاله و پروژه سعی شده است علاوه بر نگاه علمی ، از منظر دین و معنویت نیز به انسان و طبیعت پرداخته و راهگشای رجعت دوباره انسان به خود و خدای خود باشد.
و در پایان :
حقیقتاُ تفکر درباره جامعه معماری حتی برای خودش هم کمی ناشناخته است چه برسدبه دیگران. درست است که از یک دوره به بعد معماری ما تاثیر گرفته از معماری غرب شد و دچار یک نوع عدم هویت‌؛ اما واژه معمار همواره و در طول تاریخ به انسانها اطلاق می شده و نه جمادات بی روحی که حتی کوچکترین نشانه هایی از عکس العمل در وجودشان به چشم نمی خورد...اما انگار معمار و معماری -هر دو -در جامعه ما تبدیل به الفاظی بی هویت شده اند که تنها از دریچه ترجمه دیگران معنا دار میشوند.این ماجرا آنقدر آگاهانه به سخره گرفته شده که خودمان هم باور کرده ایم معمار یک هنرمند با افکاری مبهم است که تراوشات پرمعنایش از فرط انباشتگی هنری برای دیگران بی معنا به نظر می رسد و اصولا رسالت یک هنرمند معمار نمونه ترجمه محض است از آنچه تاکنون به آن نیاندیشیده و هر آنچه از دنیای دیگران بی هنر دورتر باشد .
معماری دیروز ایران ارزشمند بود و سربلند، خاک را شرافت می بخشید و انسان را کرامت. "کارایی" و "پایایی" و "زیبایی" را پشت سر گذاشته بود و به "والایی" می اندیشید.
ترجمان آیات الهی بود و وحدت و عزت و معرفت و حکمت را در آجر و خشت و سنگ تجلی می داد.
معماری دیروز ایران "معماری" بود.
معماری امروز ایران چند است و چون است؟
معماری امروز ایران خاک را قیمت می بخشد و انسان را ثروت.
معماری امروز ایران را در رابطه با چهار مولفه کارائی، پایایی، زیبایی و والایی تحلیل و نقد می نماییم:
1.کارایی:
معماری امروز ایران کارایی را در آن می بیند که بیشترین بهره را از کمترین فضا بگیرد و نه آنکه شایسته ترین فضا را جهت زیستن و بودن انسان فراهم آورد.
حاکمیت اقتصاد بیمار و سوار شدن بر موج تورم، معماری – وبه ویژمسکن- را تبدیل به کالایی جهت احتکار وکسب درآمد نموده و "متراژ" وکمیت فضا را بر ارزش و کیفیت آن سیطره داده است.
رابطه معماری امروز ایران با انسان دیگر آن رابطه ارج نهادن و تکریم نیست، بلکه به نوعی کنار آمدن و گاه تحمل فضا توسط انسان بدل شده است.خانه هایی با کمترین نور، بدترین دید، بیشترین اشراف و سخت ترین روابط، محصول نگاه صرفا اقتصادی معماری امروز ما به "معماری" است.
2.پایایی:
معماری امروز ایران پایایی را در آن می بیند که بنا از زمین برخیزد و فرونریزد، و نه آنکه هندسه ای باشد و حکمتی که سازه و فضا را همساز و همراز کند؛ و معماری را خلوت و جلوتی بخشد که چون نستعلیق میرعماد و رضای عباسی در قلب انسان جایی بیابد و به روح انسان آرامش و اطمینانی بخشد.
هرچند که پیدایش شیوه های نوین ساختمان سازی، معماری را از حاکمیت جرزهای قطور و سقفهای سنگین و تقارنهای اجباری رها ساخته و امروز- بنا بر نظریه "پلان آزاد" لکوربوزیه و به پشت گرمی فن آوری پیشرفته – هر شکلی از معماری را میتوان بر پا کرد ولی این آزادی به اعتلای معماری نینجامیده، بلکه موجب ساده اندیشی، سهل انگاری و رهایی طراحان از اندیشیدن به سازه بنا شده است.
معماری امروز، به پشت گرمی تکنولوژی، به نیارش نمی اندیشد و معماری تبدیل به "علم تقسیم و تفکیک فضا " شده و همسازی سازه و فضا از میان رفته است.

3.زیبایی:
معماری امروز زیبایی را در شگفت آوری و ایجاد اعجاب – و گاه ارعاب – می بیند و نه در آن زیبندگی که حکایت از نجابت و متانت و کفایت روح ایرانی داشت.
هنر تقدس زدایی شده امروز که چشم از آسمان برداشته و زیبایی را در زمین می جوید "طالب حیرانی خلقان" است و از آنجا که هیچ شگفتی پایدار نیست و با گذشت زمان و تکرار، عادی وکسالت آور می گردد، ناچار از خلق پی در پی گونه ها و اشکال نو است و در این میان آنچه که فراموش و فدا می گردد، روح و فطرت انسان است.
معماری "شگفتی های ناپایدار" در ایران به ظهور طبقه ای از "معمار-روشنفکرها" انجامیده که پیام آور شگفتی سازان غرب شده اند و آثاری را ارایه می کنند که گاه پیش از آنکه ساخته شوند از دور خارج شده و از "مد" افتاده اند.
4.والایی:
بارزترین ویژگی معماری امروز ایران فقدان والایی است.
تکیه معماری گذشته ما بر "کرامت انسان" بود و معماری "کارایی" و "پایایی" و "زیبایی" را برای تکریم مقام انسان که خلیفه خداوند بر روی زمین بود می خواست و معماری بریده از تقدس و معنویت را، هرچند کارا و پایا و زیبا، "علم بنای آخور" می دانست:
ریزه کاریهای علم هندسه
یا نجوم و علم طب و فلسفه
که تعلق با همین دنییستش
ره به هفتم آسمان برنیستش
این همه علم بنای آخور است
که عماد بود گاو و اشتر است
معماری امروز ما، بریده از آسمان و درمانده بر زمین، دوران سرگشتگی و واژگونی خود را می گذراند. علت این سرگشتگی نبودن "معنی" در معماری و سبب واژگونی، جایگرین شدن "خود" به جای "خدا" است.
معمار بزرگترین پیشین خویشتن را حقیر و فقیر می خواند و با کمترین امکانات و ابتدایی ترین مصالح والاترین عمارتها را برپا می کرد و معمار سرکش امروز، خود را بزرگ و برجسته می بیند و با برخورداری از امکاناتی به مراتب پیشرفته تر به اقتباس و تولید آثاری اعجاب برانگیز و یا صرفا عملکردی بسنده می کند.
معماری برای معمار پیشین "تکلیفی" بود از برای خدمت به خدا و خلق خدا و معماری برای معمار امروز "تکلفی" است از برای معروفیت و خودنمایی.
نتیجه آنکه امروز تعریف و تلقی یکه و والایی از "معماری" که مقبول عام و معیار و محک اهل فن باشد و بتوان آن را آموزش داد وجود ندارد و این خلاء فرهنگی، وظیفه ای سخت و سنگین را برای مدرسه معماری در پی دارد.

+ نوشته شده در  89/03/18ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

مبلمان شهری در یک نگاه

مبلمان شهري دریک نگاه :
طراحي مناسب و به كارگيري مبلمان شهري متناسب با محيط در بخش هايي از شهر كه به آنها فضاهاي شهري مي گوييم - فضاهايي همچون پارك‌ها، برخي ميادين، پياده‌روها، مراكز تجاري - تأثير زيادي در كيفيت زندگي شهري بر جاي مي‌گذارد.
عناصري از مبلمان شهري تأثيري اساسي در مناسب‌سازي فضاهاي شهري دارند.
نيمكت در مبلمان شهريابتدايي‌ترين روش براي احساس آرامش و راحتي در پارك‌ها، استفاده از نيمكت است. اين نيمكت‌ها بايد به شكلي قرار بگيرند كه دسترسي به آنها آسان و راحت باشد و در سراسر پارك و به تعداد زياد موجود باشند. صندلي‌ها بايد روبه‌روي مناظر زيبا قرار بگيرند اما در در مسير رفت و آمد افراد نباشند.
نيمكت‌هاي مراكز عمومي شهر را نيز مي‌توان براي آسايش و راحتي شهروندان، نزديك مراكز ويژه‌اي مانند ايستگاه‌ها،‌كيوسك‌ها، باجه‌هاي تلفن، سطل‌هاي زباله و شيرهاي آب قرار داد. مهم‌ترين محل براي قرار گرفتن نيمكت‌ها در سطح شهر، مراكزي است كه مردم در آنجا زياد رفت و آمد مي كنند؛ به ويژه مكان‌هايي كه براي استراحت و تفريح مردم در نظر گرفته شده است.
فضاي باز زيبا و مناسب عمومي به شهروندان اين امكان را مي‌دهد كه در كنار يكديگر از طبيعت اطراف لذت ببرند و با داشتن مكاني مناسب براي نشستن، احساس رضايت آنها چندين برابر شود. افراد مختلف، انواع متفاوتي از نيمكت‌هاي پارك يا فضاهاي سبز را مي‌پسندند كه اين سلايق متفاوت، چگونگي طراحي نيمكت‌هاي پارك را تعيين مي‌كند و به نوع طراحي آن‌‌ها تغييراتي مي‌دهد.
براي نمونه، جوانان بيشتر روي قسمت بالاي نيمكت يعني تكيه‌گاه آن مي‌نشينند تا روي خود نيمكت و اين مورد بايد در طراحي نيمكت‌هاي پارك يا فضاهاي باز شهري مورد توجه قرار گيرد. همچنين نيمكت‌هايي كه به اين مراكز اختصاص مي‌يابد، بايد از استحكام بيشتري در ناحيه پايه‌ها برخوردار باشد.
همچنين براي افراد مسن، نيمكت‌هاي داراي پشتي يا تكيه‌گاه ، راحت‌تر از نوع بدون تكيه‌گاه آن است، در حالي كه در مورد ساير افراد، صندلي‌هاي بدون پشتي اين امكان را فراهم مي‌كند كه در دو طرف نيمكت بنشينند.
ايستگاه‌هاي اتوبوس وجود يك ايستگاه اتوبوس مناسب، براي تمام سيستم‌هاي حمل و نقل درون شهري، امري واجب و ضروري است، اما ميزان مناسب بودن اين ايستگاه‌ها، بستگي به نظر شهرونداني ‌دارد كه از آن استفاده مي‌كنند.
از ديد مديران شهري كه مسؤوليت رسيدگي به اين موارد را بر عهده دارند، يك ايستگاه مناسب، ايستگاهي است كه به مراقبت و نگهداري كمتري احتياج دارد اما ‌از ديد شهروندان، يك ايستگاه خوب، محيط ديد بالايي دارد و امكان سوار شدن راحت به اتوبوس را فراهم مي‌كند.
مكان هاي بدون سايه‌بان، مكان‌هاي تجاري پر رفت و آمد، مكان‌هايي كه آمد و شد افراد سالمند در آنجا بيشتر است و مكان‌هايي كه در آن آب و هوا اعتدال مناسبي نداشته باشد، براي رفاه شهروندان نيازمند به نصب ايستگاه‌هاي درون‌شهري است.
بهترين مكان براي قرار گرفتن ايستگاه‌هاي اتوبوس،‌ نزديك به مغازه‌ها و تقاطع‌ها است كه در اين صورت، بايد سه متر عقب‌تر از مسير عبور و مرور قرار گيرد تا موجب بروز ترافيك و مزاحمت براي افراد پياده نشود. چنانچه ايستگاه از تقاطع دور باشد، سايه‌بان ايستگاه بايد 2 متر از پياده‌رو عقب‌تر قرار گيرد تا براي ايستادن اتوبوس مشكلي ايجاد نشود.
ميدان ديد مناسب، مردم را قادر مي‌سازد كه آمدن اتوبوس را ببينند. ايستگاه‌هايي كه از نظر طراحي ضعيف هستند به سبكي طراحي شده‌اند كه براي ديدن رفت و آمد اتوبوس، بايد ايستگاه را ترك كرد و لب پياده‌رو رفت.
مردم به اطلاعاتي در مورد زمان ورود و خروج اتوبوس به ايستگاه نياز دارند. وجود تابلوهاي اطلاع‌رساني در ايستگاه‌ها، براي شهروندان و توريست‌ها بسيار جالب و مفيد است؛ به ويژه در بسياري از مراكز شهري كه افراد، به امنيت بيشتري نسبت به ديگر مراكز احتياج دارند، مراكزي مانند پارك‌ها، مراكز خريد و ديگر مكان هاي عمومي، بايد از تعداد بيشتري چراغ روشنايي استفاده شود.
در ايستگاه‌هايي كه چراغ‌هاي روشن دارند، شهروندان هنگام انتظار كشيدن، بيشتر احساس امنيت و آرامش مي‌كنند. وجود چراغ‌ در كنار درهاي ورودي ساختمان‌هاي مسكوني نيز براي رفت و آمد افراد مهم است. حتي هنگام تعطيل بودن مراكز نيز وجود چراغ از اهميت بسزايي برخوردار است.
ظروف زباله ظروف زباله‌اي كه در سطح شهر قرار مي‌گيرد به مصارف مختلفي اختصاص دارد. سطل‌هاي زباله‌اي كه در سطح شهر قرار مي‌گيرد، بايد به آساني قابل دسترس، به تعداد زياد و بي نياز از محافظت باشد.
يكي از اشتباهات مهم در شهرسازي اين است كه سطل‌هاي زباله را در جايي قرار مي‌دهند كه بتوان به راحتي آنها را خالي كرد، نه اين‌كه به راحتي براي شهروندان قابل دسترسي باشد. نتيجه اين كار، خيابان هاي پر از زباله و سطل‌هاي خالي است، زيرا مردم وقت خود را براي يافتن سطل زباله صرف نمي‌كنند.
براي تعيين اينكه سطل زباله در چه جاهايي بايد قرار بگيرد، مواردي را بايد در نظر داشت؛ مانند نوع مبلمان شهري در خيابان و نوع و موقعيت طبقات اول ساختمان‌هايي از قبيل فروشگاه‌ها و رستوران‌ها. همچنين بايد نوع و ميزان زباله‌هاي اين مراكز نيز با سطل‌هاي گذاشته شده متناسب باشد.
بهترين مكان براي گذاشتن سطل‌هاي زباله، مكان‌هاي تجاري و پررفت و آمد در حاشيه پياده‌روها، نزديك به اغذيه‌ فروشي‌ها و كنار صندلي‌هاي ايستگاه‌ها است.
برخي موارد را نيز در طراحي سطل‌هاي زباله بايد در نظر داشت، مانند تفاوت در طراحي سطل‌هاي زباله با توجه به نوع زباله، داشتن دريچه براي دور نگاه داشتن از خطر واژگوني و نفوذ حيوانات به آن و در نظر گرفتن اندازه سطل به تناسب ميزان استفاده و استحكام آن.
اين موارد نيز در طراحي سطل‌‌هاي زباله بايد در نظر گرفته شود: استقامت و دوام، موارد ضد حريق، رنگ، مقاومت در برابر آلودگي، لعاب داشتن سطل كه شامل رنگي مي‌شود كه به راحتي ورقه نشود، استفاده از پلاستيك‌هاي مقاوم و ورقه‌هاي استيل گالوانيزه.
معيارهاي رنگ‌آميزي مبلمان شهري تقسيمات منطقه‌اي، عناصر مختلف شهري، معماري و بافت منطقه‌اي، از معيارهاي اصلي رنگ‌آميزي مبلمان شهري محسوب مي‌شوند. در تقسيمات منطقه‌اي، عناصري مانند ويژگي‌هاي منطقه به لحاظ اقليمي و آب و هوايي، ويژگي‌هاي فرهنگي، مبلمان، علائم هدايتي، كيوسك‌ها، جدول‌ها، نرده‌ها و پل‌هاي عابر، مورد توجه قرار مي‌گيرد.
همچنين نوع رنگ بر پايه پژوهش‌هاي رنگ از منظر روان‌شناسي شهري، پژوهش‌هاي روانكاوانه هر منطقه و طبقه‌بندي نيازهاي رنگي بر اساس فرهنگ هر منطقه، رنگ فضاي سبز و رنگ‌بندي گل‌آرايي ، هارموني رنگ‌هاي طبيعي فضاي سبز با رنگ حصارها و عناصر جنبي موجود در فضا و معماري، پژوهش‌هاي تكنولوژيك و شيميايي رنگ و مصالح ماندگار و سازگار با شرايط محل و شرايط اقليمي آن، تعيين مي‌شود. همچنين كارشناسان به لحاظ شرايط اقليمي، فصل‌هاي تابستان و بهار را براي اين كار پيشنهاد مي‌كنند.
تهران از جمله شهرهايي است كه به لحاظ بصري و منظر عمومي، داراي اغتشاشات و بي‌نظمي‌هاي فراواني است و با كمي دقت مي‌توان وجود اين بي‌نظمي‌ها را در تمام نقاط و سيماي شهر احساس كرد.
كارشناسان، وجود رنگ مناسب در يك محيط شلوغ با مبلمان فرسوده و بي‌روح مانند تهران را براي ايجاد نشاط و آرامش در شهروندان ضروري مي‌دانند و همچنين اين عنصر را عاملي براي كمتر به نظر رسيدن اين خرابي‌‌‌ها و فرسودگي‌‌ها به شمار مي‌آورند.كيفيت رنگ‌آميزيبا توجه به شواهد و مدارك موجود، موضوع رنگ در تهران هيچگاه ـ چه در گذشته و چه در حال حاضرـ به شكل تخصصي دنبال نشده و كيفيت كاربرد رنگ در شهر از سوي اغلب كارشناسان ضعيف ارزيابي مي‌شود. به گفته كارشناسان رنگ‌هاي استفاده شده در تهران از نوع رنگ‌هاي روغني است و به ندرت از رنگ‌هاي ماشيني استفاده مي‌شود.

+ نوشته شده در  89/03/18ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

طراحی مبلمان برای خیابان و زباله دان و گلجای

طراحی مبلمان برای خیابان و زباله دان و گلجای





زندگی شهری بر خلاف زندگی ساده روستایی، با مصرف توام است.مصرف گرائی در نزد شهرنشینان موارد زیادی را شامل می شود،از مواد غذایی گرفته تا وسایل یکبار مصرف. آنان در تلاش بیشتر برای خرید ومصرف هستند. در چنین شرایطی خیابان،میدان،پارک وهر مکان عمومی دیگر می تواند به سادگی به محل دفع انواع زباله های مردم تبدیل شود.لزوم طراحی،ساخت،موقعیت دهی ونصب درست انواع زباله دان با کاربرد ها و فرمهای متنوع در چنین شرایطی است که بیش از پیش ضروری می نماید.

در محيط شهري زباله دان بايد قابل رويت بوده واستفاده از آن راحت باشد،ولي نبايد به عنوان عنصري مزاحم وپر زرق و برق جلوه كند.استقرار زباله دان نبايد به صورت اتفاقي انجام پذيرد بلكه بايد بر اساس نرخ تردد و ازدحام مردم در يك محدوده يا نقطه اي خاص انجام گيرد. به طور مثال وجود زباله دانهاي متعدد در برابر يك فروشگاه بزرگ يا مدرسه اي پر از دانش آموز امري شايسته است.«در فضاهاي شهري با تعدّد مبلمان شهري، زباله دان نيز بايد در هماهنگي كامل با عناصر ياد شده باشد. ولي در باغ،پارك،تفريحگاه از اين قبيل،زباله دان بهتر است با معابر،مسيرها و گذرگاههاي محيط در ارتباط باشد.» همچنين استقرار زباله دان در نزديكي نيمكت بسيار توصيه شده است.

لزوما" زباله دان نبايد پايه اي مستقل داشته باشد. مي توان آنرا به تير برق،سرپناه ايستگاه اتوبوس،تابلوي خيابان و يا حتي ديوار نصب كرد.بر اين اساس زباله دانها را مي توان چنين تقسيم بندي كرد:

●ظروف متصل به اجزاي ديگر مبلمان شهر.

●ظروف متصل به ديوار.

●ظروف مستقل و ايستا(پايه دار).

●ظروف متحرك براي استفاده موقت.

●ظروف با گنجايي زياد و مناسب براي محيطهاي عمومي و مجموعه هاي كنار جاده اي.

«در يك خيابان شلوغ و مسير ي مستقيم ظرفها را مي توان با فاصله هاي30 متري از هم نصب كرد.اما در بيرون برخي مكانها مانند سينما،اغذيه فروشي وقنادي_ همانطور كه گفتيم_ مي توان اين فاصله را كاهش داد. بر عكس در خارج ساختمانهاي عمومي معيني با عنايت به بعضي نكات ايمني،تعداد زباله دانها را مي توان كاهش داد.»

تعداد زباله دان و حجم آن بايد با تعداد استفاده و حجم زباله سازي در منطقه مورد نظر هماهنگ باشد. چنانچه اين دقتها صورت نگيرد،زباله دان خيلي سريع به عنصري بي فايده تبديل مي شود.«حداقل گنجايي در مركز شهر بايد 50 ليتر باشد. در محيطهاي وسيع وپياده روهاي پرازدحام،ظروف پايه دار با گنجايي 50 تا 100 ليتر مناسب تر است».در مكانهايي كه خدمات رساني با مشكلاتي روبروست،بايد ديركرد زمان تخليه و بالطبع حجم بيشتر زباله را حساب كرده ودر نظر داشت.موقعيت زباله دان و دفعات تخليه،عواملي هستند كه گنجايي آنها را تعيين مي كنند.فرم،مواد ورنگ زباله دان حتي الامكان بايد با ساير مبلمان موجود هماهنگ باشد.اشكال مدور و هندسي ساده بويژه چهار گوش ارجحيت دارند.در طراحي زباله دان براي هر منطقه يا محلي رعايت اين نكات حائز اهميت است:دوام در برابر ونداليسم وفرسايش،موادومصالحي با حداقل تعمير ونگهداري،راحتي و سهولت تخليه و نظافت،ضد سرقت،ضد آتش،اختفاي محتويات(زباله ها)و نصب،سوار كردن و اتصال اجزا.مصالح اين كار بايد دوام واستحكام را با هم داشته باشند.استفاده از مواد زير در ساخت زباله دانها عموميت دارند:

●مواد مركب:از نوعي رزين دير گداز توليد مي شود كه سطحي بسيار صاف وصيقلي را به وجود مي آورد،به راحتي وبه به سادگي تميز مي شود ودر محيطهاي كنترل شده خاص مصرف دارد.

●فلزات ريختگي:اين مواد قابليت دستيابي به جزئيات دقيق را به خوبي دارند(مانند علائم، نوشته ها وآرايه هاي خاص هر ناحيه)و به دليل مقاومت بالا،افزايش ظرافتهاي طراحي در نزد آنهااز استحكمشان نمي كاهد.

●بتن:نياز به مراقبت زياد ندارد،اما ضخامت ماده به كار رفته حكايت از فرمهاي ساده هندسي دارد.همچنين بافت سنگدانه اي آن با دانه بندي نمايان،تأثيري سه بعدي و پايدارتر با عنايت به نكات اقتصادي از خود بر جاي مي گذارد.

● چوب: به شكل تيرك،بيشتر زماني استفاده مي شود كه سطل داخل از فلز باشد.اين ماده اصولاچهره نا آشنا،مزاحم وپرزق و برق در محيط ندارد ومي توان گفت با هر فضايي اعم از رسمي و غير رسمي هماهنگي دارد. سطل داخل را مي توان از ورق گالوانيزه، تورها وشبكه هاي مفتولي فلزي با روكش پلاستيك يا پلي اتيلن ساخت. هنگامي كه بنا باشد كه محتويات زباله دان ديده نشود بايد از در پوش استفاده كرد. استفاده از در پوش همچنين مي تواند باعث كاهش بوي نا مطبوع،دفع حشرات مزاحم، جلوگيري از پراكندگي زباله اي سبك بر اثر باد،پرندگان وحيوانات وممانعت از ورود آب باران بشود. درپوش را مي توان به شيوه هاي گوناگون مانند زنجيري يا لولايي(شبيه در صندوقهاي پست انگليسي) تعبيه كرد ودقت شود كه تمامي متعلقات باز شونده بايد سريع وآسان عمل كنند. نکته دیگر،در نظر گرفتن سوراخهای تخلیه در کف سطل برای شستشوهای دوره ای و خروج آب باران است.هر قدر وجود این سوراخها می تواند در شرایط یاد شده مفید باشد،در برخی حالات به دلیل خروج شیرابه از آن مکان ایجاد مشکل وجود دارد. از این رو چنین استنباط می شود که تعبیه سوراخهای تخلیه به موقعیت استقرار زباله دان و نوع زباله آن بستگی دارد.در موقعیتهایی که امنیت محیط از اهمیت ویژه برخوردار است،محتویات زباله دان باید قابل دیدن باشند.به عنوان مثال زباله دان پایه دار با دهانه ای باز می تواند مناسب باشد. برخی نیز معتقدند در محیطهای بسیار مهم از دید امنیتی نباید ظرف زباله نصب شود.راهبردهای متفاوتی به منظور کاهش اثر انفجاری ظروف در جریان بمب گذاریها وجود دارند که از هدف این پژوهش به دور است. 

گلدان خیابانی 

گلدان زمانی در شهر استفاده می شود که امکان کاشت مستقیم درخت درختچه در زمین نیست. گلدان محاسن زیادی برای نمایش گلها و گیاهان زینتی در منظر شهر دارد.همچنین از آن برای ایجاد مانع،احیای محیط،غنای بصری،تلطیف مکان،کاهش بصری ارتفاع دیوارها و برخی ساختمانهای بلند وخشک،القای فرمهای مینیاتوری معماری،متمایز ساختن مسیر پیاده از سواره و... استفاده می شود. 

گلدان به سادگی جابجا و در صورت لزوم به راحتی با گلهای فصلی آراسته می شود. گلدانها،گلها را از خطرات زیادی به دور نگه می دارند و چنانچه صحیح طراحی شوند، تندیسهای گسترده شهر خواهند بود. نباید در جایی که امکان کاشت و رشد طبیعی گیاهان در زمین وجود دارد از گلدان استفاده کرد. به کار بردن این عناصر در شکل تک و دور افتاده در کنجی مهجور به دلیل نبودن ارتباط با محیط پیرامون به هیچ وجه توصیه نمی شود. در عوض،آرایش گروهی آنها اثر فوق العاده ای دارد و می تواند فضای دنج ودلنشینی نیز برای نشستن فراهم آورد.گلدانها باید بخش مکمل سیمای شهر باشند و در ارتباط با سایر مبلمان طراحی شوند. همچنین می توان از یکپارچه سازی آنها با وسایلی همچون نیمکت،روشنایی، زباله دان و... سود جست. گلدانهای سبدی را می توان در مکانهای مختلف به طور محدود از تیر و پایه چراغ آویخت و نیز از نگهداری دائم آنها اطمینان حاصل کرد. سبدها نمي توانند جلوه های همیشگی خیابان باشند بلکه باید قلابهایی به این منظور تهیه شود تا در مناسبتهای خاص وفصلی از آنها استفاده کرد. آبیاری سبدها باید به صورت کامل در نظر گرفته شود. برای آبیاری دستی یا خودکار باید دستور کار منظمی تهیه شود تا گیاهان همیشه شاداب وبا طراوت بمانند. گلدانهای مستقل وایستا قابلیت انعطاف دارند و می توان آنها را در اشکال مختلف آرایش داد و حتی برخی امکان چیدن روی یکدیگر را دارند. از آنجا که با چیدن آنها،عمق دیواره بیشتر می شود درختچه ونهال نیز می توان در آنها کاشت. «گلدانهایی با استفاده کوتاه مدت باید به راحتی قابل جابجایی باشند. حداکثر حجمی که دو مرد بتوانند آن را حمل کنند به طور تقریب 300*600*600 میلیمتر به علاوه 1/0 مترمکعب خاک درون آن با توجه به اشباع و تراکم خاک است». این نوع گلدانها اغلب برای پیاده رو سازی موقت،موانع ترافیکی یا هماهنگی با مغازه ها و کافه های خیابانی به کار می روند.ظرف گلدانهای بزرگ به دلیل تقلیل خطر «آبگیری خاک» ارجح است.این ظروف در درازمدت امکان رشد گیاهان متنوعی را فراهم می آورند که دلیل موجهی بر مثبت بودن آنها است.«در این گلدانها یک متر مکعب خاک گنجایی حداقل است و البته عمق نیز نباید کمتر از 350 تا 400 میلیمتر باشد». گلدانهای طولانی مدت،معمولا حجیم هستند و به هنگام تغییر موضع،نیاز به بالابر و لیفتراک دارند یا باید در محل ساخته وتعمیر شوند. می توان تمام یا قسمتی از این گلدانها را در زمین کاشت.

گلدانهایی که در محل ساخته می شوندو به انواع دائمی معروف اند،می توانند در ادامه کف سازی پیاده رو و سوراره رو با آجر،سنگ یا بتن تکمیل شوند.هر چند که در این شرایط بتن مسلّح به دلیل جلوگیری از گسترش ریشه های گیاه و ضررهای احتمالی توصیه می شود. حلقه های بتنی بدون کف برای حفاظت سرویسهای بهداشتی از ریشه درختان استفاده می شود،اگر چه محدود کننده ریشه ممکن است بیشتر مورد رضایت باشند؛ تنها کافی است آنها را میان ریشه و سرویسها قرار داد تا ریشه اجازه گسترش در سایر جهات را پیدا کند. حسن گلدانهای توکار در این است که هنگام برگ ریزان درختان می تواند برگهای پراکنده بر سطح سنگفرشها را در خود جای دهد. گلدانهای مستقل وایستا را می توان در فصول برگ ریزان با وسایل مکانیکی جابجا کرد تا کار نظافت راحت تر صورت پذیرد. برای نمایش تضاد در بافت شاخ و برگها،رنگ قوی وفرم تندیس وار گیاه،باید دقت خاصی در اتنخاب نوع گونه گیاهی مورد نظر مبذول شود. اگر گیاه نیاز به جابجایی دوره ای دارد باید سبدهای سیمی گالوانیزه نصب شود(در هر گلدان چهار تا شش گیاه) تا حمل ونقل به شکلی راحتتر چه دستی ویا خودکار انجام شود. مواد ومصالحی که در ساخت گلدانهای خیابانی استفاده می شود واز کاربرد بیشتری برخوردارند عبارت اند از:

●سنگ: طراحی با سنگ معمولا" جنبه سنتی داشته و ماده ای است سنگین وزن ومناسب برای گلدانهای دائمی خیابان. چون سنگ خاصیت تراوشی بسیار کمی دارد باید مسیر خروج فاضلابش خوب وکامل عمل کند.

●بتن: شاید بهترین ماده برای گلدانهای خیابانی بتن باشد؛ بافتی مناسب در شکل واندازه متناسب با طرح واثری طبیعی. در کار با بتن باید دقت کرد که افراط در سطوح بافتدار خشن می تواند پیکره وفرم کلی را تخریب نماید. 

●سفال بدون لعاب: ماده ای سنّتی برای گلدانها،با اثر تراوشی بسیار زیاد که می تواند ماده مستعد تولید امراض در منافذ خود نیز باشد. این نوع گلدانها در طرحها و شکلهای مختلف بویژه مخروطی،استوانه ای، و کوزه ای دیده می شوند.

●چوب : در استفاده از چوب باید دقت کرد که گلدانهایی از این جنس حتما" نیاز به یک ظرف ضد رطوبت داخلی دارند«متداولترین چوبهای این کار ،ساج برمه ای، ایروکو، و بلوط است.»

●مواد مركب : اين نوع بيشتر شبيه بتن است و بيش از اينكه ماده اي طبيعي باشد،فراورده ای ترکیبی است.سهولت تهیه قالب برای این مواد وتهیه قالب برای این مواد و طیف گسترده ای از اشکال و فرایندهای تولید،حکایت از تنوع ساختاری و ظاهری آن دارد. سطوح نهایی این ماده صاف و صیقلی است و وقتی با سایر مواد مقایسه میشود از سبکی قابل توجهی برخوردار است.

وجود سنگریزه و سنگدانه های ریز در کف گلدان به آب اجازه جریان یافتن می دهد و ایجاد فاضلاب گلدانی به سادگی و با تعبیه سوراخی در کف آن امکان پذیر است. گلدانها در دوره ای به نسبت طولانی نباید به مراقبت و نگهداری نیاز داشته باشند و باید در مقابل وندالیسم (تخریب به وسیله شهروندان ناآگاه) نیز مقاوم باشند.این گلدانها باید آنقدر محکم باشند تا از جابجایی ها وتغییر مواضع مکانیکی، انواع خراشیدگی و تورفتگی (غرشدن) جان سالم به در برند. ماده انتخابی برای گلدان نباید هادی حرارت باشد چرا که این مسئله باعث تبخیر آب موجود در خاک یا دی هیدراته می شود. پوششهای سطحی گلدانهای خیابانی باید در برابر آلودگیهای محیطی،مقاوم باشند.و با اجزای معماری محیط بویژه در مناطق حفاظت شده طبیعی هماهنگ باشند. در طراحی ظرف گلها باید از لبه ها و گوشه های تیز دوری جست. زوایای حاده در شکل گلدان کاشت موفقی به همراه ندارد. اشکال گرد،در این محصولات جزء کاربردی ترین شکلهاست(اگرچه از دیدگاه معماری،این اشکال چندان مناسب نیستند وهماهنگی مطلوبی با بناهای معماری ساخت ندارند بویژه با وجود اشغال فضای بیشتر نسبت به یک گلدان خیابانی چهارگوش با همان گنجایی). شهرهای زیادی در دنیا هستند که با طرحهایی سازمان یافته و دقیق، از گیاهان مختلف در سطح خیابان و کوچه هایشان سود می جویند. یک برنامه منظم و مداوم آبیاری با سه تا چهار بار تعویض گلهای فصلی در بهار وپائیز، می تواند طراوت وسرزندگی به سیمای شهر ببخشد. غنای بصری و رنگ گلها و گیاهان، کیفیت تغییر فصول و دگرگونی در احوال را برجسته تر و گذران زندگی را دلپذیرتر می کند. شاید این نیز وسیله ای برای برقراری آرامش بیشتر و عمیقتر در جامعه انسانی باشد.

+ نوشته شده در  89/03/15ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

ابنزرها وارد وشهرهای باغ مانند

ابنزرها وارد وشهرهای باغ مانند





 

دراواخر قرن نوزدهم ، ازجمله راه حلهایی که برای بسیاری ازمسائل سکونت درشهر پیشنهاد شد، فکرایجاد شهرهای باغ مانند بود . اساس این فکر براین اصل قرار داشت که مالکیت زمین های بایر، به شهر تعلق گیرد وعواید حاصل ازافزایش قیمت زمین ، ازآن شهر باشد تا گسترش شهر دستخوش سودجویی زمین خواران نشود.

فکرایجاد شهرهای باغ مانند که ازجانب ابنزرها وارد انگلیسی پیشنهاد شد ، با شکلی که این فکر عملاً به خود گرفت، متفاوت است . هاوارد نظریه خودرا درکتاب (( فردا،راهی مسالمت آمیز برای رفرمی حقیقی)) درسال 1898 منتشر کرد. با توجه به عنوان کتاب ، پیشنهاد هاوارد اقدام به امری بزرگ بود، یعنی رهایی ازجنبه های مضر انقلاب صنعتی واز میان بردن محلات فقیرنشین وپرجمعیت که زاییده بسط لجام گسیخته صنعت بود. تمام این امورمی بایست طوری صورت گیرد که دشمنی هیچ دسته ای حتی مالکین را مطرح نسازد. وی می خواست ثروت عمومی را با تغییر کامل ارزش املاک اعتلاء دهد ودراین امر حتی منتظر نشد تا حزبی که با نظریات وی موافق است قدرت را دردست گیرد. دراین کتاب، هاوارد پیشنهاد کرد کارخانه ها به نواحی دست نخورده روستایی منتقل شوند ومردم برای کار وزندگی به این نقاط مهاجرت کنند. این همان موضوعی است که درکتاب فرانک لوید رایت نیز مطرح شده است . هاوارد در طرح شهرهای باغ مانند خود، شهر را به صورت چنددایره متحد المرکز تصویرکرد. بناهای عمومی شهر درمرکز این دوایر در دور میدانی قرار می گرفتند.بین دایره میانی ودایره بیرونی ،خیابان اصلی شهر به عرض 135 متر قرارمی گرفت که واجد چمن ودرختانی به عنوان سایه بان بود .خود دایره بیرونی ، نواحی زراعی شهر را به وجود می آورد ، وقسمتی نیز برای کارگاهها وکارخانه ها پیش بینی شده بود. درپارکی مدور درمیان شهر، بناهای عمومی بزرگ ساخته می شدند وتالاری نیزبرای کنسرت ، سخنرانی، تأتر ، کتابخانه وغیره که برای هریک محوطه ای نسبتاً بزرگ تعلق می گرفت ، اختصاص یافته بود.

دوراین پارک را ایوانی احاطه می کرد که دردو جانب آن طاقهایی ساخته می شدند . طاقها به پنجره های بزرگ شیشه ای مسدود شده وپنجره ها روبه گلخانه ای باز می شد ویا پناهگاهی بود که مردم را ازبدی هوا مصون دارد. به نظر هاوارد، این طرح خلاصه وکلی ازشهر را بدست می داد ونقشه دقیق تری برای هر شهر باغ مانند، می بایستی بادرنظرگرفتن موقع ومحل شهر رسم می شد. خاطرنشان می نماید که اساس این طرح دردوره رنسانس نیز بوجود آمده بود وازآن پس به اشکال مختلف نیز، به منصه ظهور رسید.

غالباً گفته شده است که شهرهای باغ مانندی که هاوارد پیشنهاد کرد، ازواقعیات بدوراست واگر هم ساخته شود چون کوچک است مسائل شهرنشینان امروزی را حل نمی کند. اما، هاوارد به خوبی به این موضوع پی برده بود که شهرهای پرجمعیت امروز عمر خود را کرده اند وشهرهای بزرگ آینده باید براساس جدید بنا شوند.

شهر پیشنهادی هاوارد دارای وسعتی حدود 2400 هکتار است که 6/1 آن به مسکن اختصاص می یابد وبقیه آن جهت فضاهای سبز، جنگل ، کشاورزی واستفاده ازموارد دیگر کنار گذاشته شده است . این بخش همواره دست نخورده باقی می ماند وبرای ایجاد فضای سبز پارکها وزمین های کشاورزی بکار گرفته می شود. هرگاه جمعیت شهر افزایش یابد،لازم است که درآن سوی فضاهای سبز، شهر تازه ای با همان فضاها وکمربندهای سبز به وجود می آید .

هاوارد درطرح خود به صنعت وتجارت نیزتوجه دارد. مغازه ها بین مساکن به وجو می آیند. کارخانه ها درکنار شهر با راه آهن آن بخش معینی را به خود اختصاص می دهند.

واحدهای مسکونی همگی ازمزایای چمن وباغ استفاده می نمایند که ازآنها به آسانی می توان به کارخانه ها ، مغازه ها، مدارس ، مراکز مذهبی وفضاهای باز شهری رسید.

طرح هاوارد نشان می دهد که راهها بایستی قبلاً ساخته شوند . ولی درترکیب ساختمانها ومساکن، آزادی عمل صاحبان آنها بایستی رعایت گردد. یکی ازویژگیهای طرح هاوارد، تقسیمات فرعی شهر است که به اصطلاح منطقه بندی داخلی شهر به مفهوم (( خودیار)) آن بیشتر مورد توجه می باشد. یعنی هریک ازتقسیمات فرعی یا منطقه ای شهر، ازامکانات محدود یک شهر بهره مند می شود.

هرچند که طرح هاوارد وارد زمینه ای بود درجهت حل ورفع مشکلات شهری اواخرقرن نوزدهم،ولی فکر شهرهای باغ مانندبا آنچه که عملاً صورت حقیقت به خود گرفت تفاوت داشت. پس ازگذشت نیم قرن، آنچه که به نام شهرهای باغ مانند ساخته می شد، محلات کوچکی بود دراطراف شهر که براساس سازمانهای تعاونی پایه گذاری شده بود. شهرهای باغ مانند، به ساختن خانه هایی کوچک با باغچه هایی دراطراف آن محدود شده بود تجربه آن را می توان به خوبی دراطراف شهر لندن که دراواخر دهه چهارم وپنجم قرن حاضر بوجود آمد، ملاحظه کرد. طرح هاوارد، به قول خود او، درحقیقت پیوندی بین شهر وروستا بود.

+ نوشته شده در  89/03/15ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

شهر صنعتی (( نظریه تونی گارنیه))

شهر صنعتی (( نظریه تونی گارنیه))





شهر صنعتی (( نظریه تونی گارنیه))_تحولات شهرسازی

تونی گارنیه فرانسوی ، درزمانی که هاوارد طرح باغ شهر خود را ترویج می کرد وفرانک لوید رایت، نخستین خانه های خود را دراطراف شیکاگو می ساخت ، به ابتکار شخصی خود طرح یک شهر کامل را برای سکونت 35000 نفر ارائه داد وآن را شهر صنعتی نامید .

دراین طرح،گارنیه نه تنها به ترسیم خیابانها وبناهای اصلی شهر پرداخت، بلکه به تفصیل تمام جزئیات آن وحتی نقشه بسیاری ازبناها را مشخص نمود. طرح گارنیه به سال 1901 ونقشه های مفصل آن به سال 1904 به معرض تماشا گذاشته شد ودرسال 1917 نظریات وی درمعدود جزوه هایی منتشر شد . گارنیه درطرح خود برای اجزاء شهر ، خانه ها، مدارس، ایستگاههای راه آهن ، بیمارستانها ونظایر آن ، نقشه هایی پیشنهاد نمود وتوجه به اجزاء شهر فکر وی را برخلاف بسیاری ازمعاصرانش ازنقشه کلی شهر منحرف نکرد وطرح کلی اوبرای تمامی شهر، قدمی بلند درپیشرفت شهرسازی بود.درکوی صنعتی پیشنهاد وی ،عوامل مختلط شهر، محل کار،محل سکونت، تفریحگاهها وغیره، کاملاً ازیکدیگر جدا هستند، وکمربندی سبز،قسمت صنعتی شهررا ازقسمت اصلی آن جدا می سازد. ساختمان بیمارستان وبخش پزشکی شهر،دردامنه تپه های روبه جنوب پیش بینی شده است. قسمت اصلی شهر، نوار مانند ادامه می یابد ودرمیان آن قسمتهای ابنیه عمومی ، دبیرستان واستادیوم ورزشی بنا می گردد . زمینهای ورزشی مستقیماً به فضای آزاد مجاور خود راه می یابند که هم بسط آنها درآینده آسان باشد وهم چشم انداز بارز زیبایی داشته باشند.

درطرح گارنیه خطوط راه آهن درداخل شهر درزیرزمین کشیده می شدند ، تا به ایستگاه مرکزی شهر برسند ، خانه ها درمیان پارک بنا می شدند، وخیابان اصلی دورازمحلات مسکونی قرارمی گرفت. زمینها نیزبه ابعاد 150*30 متر تقسیم گردیده بود تا خانه ها ازنظر دریافت نور درجهت مناسب قرارگیرند. درطرح گارنیه ، برای شهر صنعتی حتی جاده ای برای مسابقات اتومبیلرانی وآزمایش موتورهای هواپیما پیش بینی شده بود. وبدین ترتیب بودکه شهر صنعتی، راهی فراپای بسیاری ازکسانی گذاشت که درپیشرفت شهرسازی معاصر موثر بوده اند درحقیقت، شهر صنعتی بذر شهرسازی معاصر را واجدبود.

                                               www.Hamkelasy.com

+ نوشته شده در  89/03/14ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

طرح رادبرن- سازمان عمومی

طرح رادبرن- سازمان عمومی





هنری رایت وکلرنس اشتاین درطرحشان برای یکی ازنواحی حومه ای رادبرن درنیوجرسی ،پیشنهاد یک نظام برنامه ریزی برای نواحی مسکونی را عنوان نمودند. اساس نظریه آنها ایده بلوکهای بزرگ مسکونی است که برمبنای جدایی ترافیک پیاده وسواره قراردارد.

دررادبرن ، خانه ها به صورت گروهی ایجاد می شوند که دراطراف آنها انواع مختلف کوچه های بن بستی که به مسیرهای عبور پیاده وپارکها مرتبط می گردند، قرارگرفته است. مدرسه وفروشگاهها تماماً درقسمتهای ورودی این واحدهای بزرگ قرارخواهند گرفت. بلوکهای بزرگ به مفهوم یک ایده منطقی به سوی حل مسائل حرکات رفت وآمدی است که اماکن مسکونی را ازراههای اصلی بدور نگه میدارد.

درطرح رادبرن، پارک درمرکز بلوکهای بزرگ به عنوان برترین نقطه محله درنظرگرفته شده است. راههای موتوری نیز، به طرف خانه هایست که درسمت راست آنها پارکها قرارداده شده اند.

مطالعات انجام شده نشان می دهد که یک شبکه راه بن بست،رادبرن را تحت کاربرد خود قرارداده است . چنین خصوصیاتی ممکنست به دلایل زیر محدود گردد.

راههای بن بست کوتاه فقط به عنوان یک خط سرویس دهنده عمل می کنند.

این راهها ، جهات حرکت وسایل نقلیه را به طرف خانه هاوگاراژها ، مراودات مجاز وسایرسرویسها می کشاند.

این راهها، همچنین برای بسیاری ازپارکینگ ها وراههای عبورپیاده به نحوی قرار گرفته اند که هرکوچه بن بست را به عنوان یک محیط صرفاً پیاده سرویس می دهند.

درچنین شرایطی ، خانه ها دراطراف راههای بن بست قرارداده شده اند. اطاقهای نشیمن وبسیاری ازاطاقهای خواب این امکان را یافته اند که به فضاهای باز پشت واحدهای مسکونی باز شوند وآشپزخانه ها ، همه دریک خط قرار داشته باشند.

واحدهای مسکونی به اندازه بسیارکمی به انتهای خیابانها ومحیطهای عبوری اطراف دید دارند وبه عنوان یک گروه، آنها فقط یک دیسیپلین مختصر معماری را نمایش می دهند. محوطه سازی برنامه ریزی شده است. عناصرمختلف واحدهای مسکونی که بسیار مهم اند تشریح شده اند .سایرعناصرواحد، به نحو ویژه ای درکاربرد مواد ومصالح ساختمانی است که تا خط سقف ادامه می یابند، همچنین، خانه های متصل دارای گاراژهای مشترک اند.

هدف ازایجاد طرح رادبرن، ایجاد باغ شهرهایی درجوامع متروپلیتن (مادرشهر) بوده است. طرح رادبرن برای جمعیتی حدود 25000 نفر درسه واحد خودیار درنظرگرفته شده ومحدوده هرواحد ازمرکز دبستان تا شعاع 800 متر می باشد. درطرح رادبرن، سعی شده است که مردم به طبیعت نزدیک ترشوند وآسایش وآرامش بیشتری جهت ساکنین تأمین گردد.دراین طرح نیز، فضای سبزاهمیت زیادی دارد وهدف آن تشکیل یک جامعه شهری سالم است .جهت تامین سلامت بچه ها وجلوگیری ازحوادث ناگوار، پیاده روهای ویژه ای ساخته می شود که دورازمسیر ماشین هاست.

 
+ نوشته شده در  89/03/13ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

زیبایی معماری اسلامی

زیبایی معماری اسلامی

زیبایی معماری اسلامی :

شکوه و زیبایی معماری ایران به ویژه در دوره اسلامی، به تزیین و آرایش آن بستگی دارد. هنرهای والای اسلامی از هنرهای تزیینی و کاربردی گرفته تا احداث بزرگ ترین بنا های مذهبی اهمیت و اعتبار ویژه ای دارد. تزئیناتی چون آیینه کاری، آجرکاری، گچبری، کاشیکاری، حجاری، منبت کاری و نقاشی در سراسر دوران اسلامی رواج داشته و در هر دوره ای با امکانات آن روزگاران پیشرفت کرده است





 

در معماری اسلامی با استفاده از قوانین انعکاس نور با آئینه کاری راهروها و سقف ها سعی میشده تا نور بیشتری را به داخل بنا
راهنمایی کند. از آن جمله تمامی بناهای مذهبی باقی مانده از دوران صفوی می باشد



 

 

ازجمله بناهای آیینه کاری شده در دوران قاجار تالار آیینه می باشد. تالار آئینه در غرب تالار سلام و چسبیده به آن و در بالای سردر و ایوان سنگی جلو سرسرای کاخ قرار دارد و یکی از تالارهای مشهور کاخ گلستان است.
پیش از ساخت این تالار در محل آن کلاه فرنگی چهل ستون چوبی قرار داشت که در سال 1269 قمری ضمن تغییراتی که محمد تقی خان معمار باشی به اهتمام حاج علی خان حاجب الدوله در عمارات سلطنتی می دادند ساخته شده بود و پیش از آن تالار یا عمارتی به نام الماسیه در آن مکان وجود داشت

 

تالار آئینه همزمان با تالار سلام در حدود سال 1291 قمری ساخته شد و با آنکه چندان بزرگ نیست ولی به علت معروفیت و زیبائی آیینه کاریهای سقف و دیوارهایش شهرت فراوان یافته است. طرح و معماری تالار سلام و آیینه و سرسراها و حوض خانه های مربوط به آن با میرزا یحیی خان معتمد الملک وزیر بنایی بوده است. ساختمان تالار با آنکه در حدود سال 1294قمری پایان یافته بود. ولی تزئینات و آیینه کاری ها و گچ بری های آن تا سال 1299قمری ادامه یافت

 

 

         

 

+ نوشته شده در  89/03/13ساعت 1:4 قبل از ظهر  توسط Farham  | 

كتابخانه مدرن اسكندريه، يكى از جاذبه هاى توريستى مصر

كتابخانه مدرن اسكندريه، يكى از جاذبه هاى توريستى مصر





كتابخانه مدرن اسكندريه، يكى از جاذبه هاى توريستى مصر

معمارى شگفت انگيز كتابخانه جديد اسكندريه كه به يك صفحه شيبدار نقره اى شباهت دارد .
كتابخانه معروف اسكندريه كه در ماه اكتبر سال ۲۰۰۲ گشايش يافت و قرار بود به يكى از مراكز مهم تبادل اطلاعات در تمام دنيا به طور اعم و در جهان عرب بطور اخص بدل شود. جالب توجه آنكه اين كتابخانه مدرن، اين روزها نه تنها يكى از نهادهاى علمى و آموزشى، كه يكى از جاذبه هاى توريستى مصر محسوب ميشود و ميكوشد كه ياد كتابخانه اسطوره اى اسكندريه در مصر باستان را زنده كند.
يكى از شگفتيهاى دنياى قديم، كتابخانه اسكندريه در كشور مصر بود. اين كتابخانه ۲۲۸ سال قبل از ميلاد مسيح، توسط بطلميوس اول در شهر بندرى اسكندريه بنا شد و به محلى براى تجمع و تبادل نظر محققين و دانشمندان آن زمان درآمد.
كتابخانه اسكندريه در گذر زمان نابود شد. نخست ژوليوس سزار، ۴۸ سال قبل از ميلاد مسيح ، با به آتش كشيدن اسكندريه خساراتى به اين محل وارد كرد. سپس حملات متعدد روميان در سال ۳۰۰ ميلادى ، سبب نابودى تدريجى آن شد.
در اين كتابخانه باستانى، حدود ۷۰۰ هزار ازآثار معتبر آن زمان بر روى پاپيروس نگهدارى مى شد و كارمندان اين كتابخانه مرتبا اين آثار را براى حفظ كيفيت بازنويسى مى كردند تا اينكه در سده چهارم ميلادى تمام اين آثار در جنگ سوخت و نابود شد.
ساخت بناى جديد كتابخانه اسكندريه در مصر ۱۲ سال پيش آغاز شد، معمارى اين بنا، شگفت انگيز است و شباهت به يك صفحه شيبدار نقره اى دارد و بر روى نمايى از گرانيت خاكسترى حروف الفبا به تمام زبانهاى دنيا كنده كارى شده است. در طول حدود دو سال كه از افتتاح اين بنا مى گذرد، يك ميليون نفر از آن بازديد كرده اند و به صورت يكى از جاذبه هاى توريستى مصر درآمده است.
يكى از جوانان اسكندريه مى گويد: “به نظر من، كتابخانه اسكندريه فقط براى اين شهر مهم نيست، بلكه براى مصر اهميت دارد كه به دنيا نشان دهد كه ما چيزهاى مدرن هم داريم. خيلى از مردم فكر مى كنند كه در مصر فقط اهرام ثلاثه و شتروجود دارد.”
حدودا نيمى از مخارج ساخت اين بناى ۲۰۰ ميليون دلارى از طريق كمكهاى خارجى تامين شده و كتابهاى موجود آن اهدايى هستند. اين كتابخانه گنجايش ۸ ميليون جلد كتاب را دارد اما تا به امروز فقط ۲۵۰ هزار كتاب در اين محل جمع آورى شده و قسمت مجلات آن كاملا خاليست، يكى از دلايل، اين است كه آقاى اسماعيل سراج الدين، مديركل اين كتابخانه، اولويت را به اطلاعات رايانه اى مى دهد و نه به كتاب و به اين منظور، امكان دستيابى به ميليونها كتاب و مجله از طريق كامپيوتررا در اين كتابخانه فراهم آورده است.
وى خاطرنشان ميسازد: “كتابخانه اسكندريه بايد به همان نسبت كه دريچه اى به دنيا براى مصر است، دريچه اى از مصر براى دنيا بگشايد. اينجا بايد نهادى راهبر در عصر ديجيتال باشد و پيش از همه ميراث و نام كتابخانه باستانى اسكندريه را زنده كند، اينجا بايد محل تبادل فرهنگها و تمدنها براى تمام مردم دنيا باشد.”
اين كتابخانه زير نظر مستقيم رييس جمهور مصر، حسنى مبارك است و بسيارى از منتقدين بر اين نظرند كه او با ساخت چنين بناى گرانى براى انديشمندان، به يادگار باابهتى دست يافته است كه با واقعيت موجود از نظر اقتصادى و اجتماعى در مصر در تناقض است، چرا كه نيمى از مردم اين كشور بيسوادند. سطح آموزش در مدارس دولتى بسيار پايين است. امكانات آموزشى موجود جوابگوى تعداد دانش آموزان نيست و معلمان حقوق ناچيزى دارند.
كتابخانه اسكندريه با بودجه ۲۰ تا ۲۵ ميليون يورو در سال به زحمت مى تواند موفق باشد. در مقايسه بايد گفت كه كتابخانه Library of congress در واشنگتن از بودجه ۴۳۵ ميليون دلارى در سال برخوردار است. به هر حال كتابخانه اسكندريه نمى تواند به آن درخشش باستانى دست يابد اما شايد بتواند انگيزه اى براى آموزش و علم در جهان عرب بوجود آورد.

+ نوشته شده در  89/03/09ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

آرامگاه سعدی

آرامگاه سعدی

خاک سعدی شیراز بوی عشق آید هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

آرامگاه «شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی» در 4 کیلومتری شمال شرقی شهر شیراز، در دامنه­ی کوه فهندژ، انتهای خیابان بوستان و در مجاورت باغ دلگشا قرار گرفته است.
سعدی در این مکان که ابتدا به صورت خانقاه بود، اواخر عمر خود را گذرانده و سپس در همانجا به خاک سپرده شد.
برای اولین بار در قرن هفتم هجری، آرامگاهی بر فراز مزار سعدی توسط «خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوانی»، وزیر معروف آباقاخان ساخته شد.
در سال 998 به حکم «یعقوب ذوالقدر»، حکمران فارس، خانقاه شیخ را ویران کردند و اثری از آن باقی نگذاشتند.
ولی در سال 1187 هجری به دستور «کریمخان زند»، عمارتی ملوکانه از گچ و آجر با 2 طبقه بر فراز مزار سعدی بنا شد.
طبقه­ی زیرین، راهرویی بود که پلکان طبقه­ی دوم از آنجا شروع می­شد و در دو طرف آن، دو اطاق کرسی دار ساخته شده بود.
در اطاق سمت شرقی راهرو، گور سعدی قرار داشت و نرده­ای چوبین آن را فراگرفته بود.
قسمت غربی راهرو نیز به موازات قسمت شرقی، شامل دو اطاق می شد، که بعدها «شوریده»(فصیح الملک) شاعر نابینای شیرازی در اطاق غربی این قسمت مدفون شد. طبقه­ی بالای ساختمان نیز همانند طبقه­ی زیرین بود، با این تفاوت که بر روی اطاق شرقی که قبر سعدی در آنجا بود، به احترام شیخ اطاقی ساخته نشده بود و سقف آن به اندازه­ی دو طبقه ارتفاع داشت.
این بنا در دوره­ی قاجاریه (سال 1301) توسط «فتحعلی خان صاحبدیوان» مرمت شد و چند سال بعد نیز «حبیب الله خان قوام الملک» دستور تعمیر و ترمیم قسمتی از بنا را صادر کرد، و تولیت آن به «آخوند ملا زین العابدین شیرازی» سپرده شد.
بنایی که در زمان کریمخان ساخته شده بود تا سال 1327 ه.ش. برپا بود.
در سال 1329 به کوشش «علی اصغر حکمت» و توسط انجمن آثار ملی ایران، بقعه­ی کنونی به جای ساختمان قدیمی ساخته شد و مراسم افتتاح رسمی آن در اردیبهشت ماه 1331 برگزار گردید.
ورودی مجموعه در راستای ورودی آرامگاه است که معمار آن «آندره گدار» فرانسوی است. ساختمان به سبک ایرانی است با 8 ستون از سنگ­های قهوه­ای رنگ که در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و کاشی کاری مزین است. بنای آرامگاه از بیرون به شکل مکعبی است اما در داخل هشت ضلعی می­باشد با دیوارهایی از جنس مرمر و گنبدی لاجوردی.
بنا در سمت چپ به رواقی متصل می­شود که در آن هفت طاق وجود دارد که با کف سازی سیاه رنگ به آرامگاه شوریده شیرازی پیوند می­خورد. این آرامگاه در یک اتاق قرار دارد و کتیبه­ای بر سر در آن است که شاعر را معرفی می­کند و شعری از خود شاعر بر کاشی­های سرمه­ای بر روی دیوار نوشته شده است.
ساختمان جدید آرامگاه محوطه­ای در حدود 10395 متر مربع دارد. که در حدود 257 متر مربع زیربنای اصلی آرامگاه می­باشد. ساختمان اصلی آرامگاه شامل دو ایوان عمود بر هم می­باشد که قبر شیخ در زاویه این دو ایوان قرار گرفته است. بر روی آرامگاه گنبدی از کاشی­های فیروزه­ای رنگ ساخته شده است. سنگ­های پایه­های بنا، سیاه رنگ است و ستون­ها و جلوی ایوان از سنگ قرمز مخصوصی ساخته شده است. نمای خارجی آرامگاه از سنگ معروف تراورتن و نمای داخلی آن از سنگ مرمر است.
سنگ قبر در وسط عمارتی هشت ضلعی قرار دارد و سقف آن با کاشی­های فیروزه­ای رنگ تزیین شده است. در هفت ضلع ساختمان، هفت کتیبه قرار دارد که از قسمت­هایی از گلستان، بوستان، قصاید، بدایع و طیبات شیخ انتخاب گردیده و به خط «ابراهیم بوذری» نوشته شده است. متن یک کتیبه دیگر از «علی اصغر حکمت» است که در مورد چگونگی ساخت بقعه توضیحاتی داده.
در ضلع غربی، قصیده­ای با مطلع زیر دیده می­شود :

خوش است عمر، دریغا که جاودانی نیست پس اعتماد بر این چند روز فانی نیست

در ضلع شمال شرقی ابیاتی از بوستان با این مطلع نوشته شده :

الا ای که بر خاک ما بگذری به خاک عزیزان که یاد آوری


 

در ضلع جنوب شرقی، کتیبه­ای دیگر از گلستان با این عبارت به چشم می­خورد :
یاد دارم که با کاروان همه شب رفته بودم ...

در ضلع جنوب غربی، غزلی از بدایع با این مطلع نوشته شده :

ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی تا درد نیاشامی، زین درد نیارامی

در ضلع شمال غربی ایوان (نزدیک آرامگاه شوریده) دوازده بیت از قصیده­ای با مطلع زیر به چشم می­خورد :

خاک من و توست که باد شمال می­ببرد سوی یمین و شمال

در ضلع شرقی نیز دوازده بیت از قصیده­ای به خط نستعلیق و با این مطلع دیده می­شود :

بسی صورت بگردیده است عالم وز این صورت بگردد عاقبت هم

در ضلع شمال غربی، غزلی از طیبات به خط «شاهزاده ابراهیم سلطان» فرزند «شاهرخ تیموری» و با این مطلع حک شده است :

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

«علی اکبرخان قوام الملک شیرازی»، سنگ قبر کنونی را که سماق سرخ کم رنگی است، بر روی قبر شیخ نصب کرد و کتیبه­ی زیر را که از اشعار بوستان است، با خط نستعلیق عالی بر آن نگاشت :

کل شی هالک و انت الباقی
کریم السجایا، جمیل الشیم نبی البرایا، شفیع الامم
...

در جلوی این رواق، حوضی قرار دارد که در آن سکه می­اندازند.
در عمق ده متری صحن آرامگاه قناتی وجود دارد که آب آن دارای مواد گوگردی و جیوه می­باشد، آب این قنات به درون حوضی که آن را «حوض ماهی» می­نامند و در زیر زمین جریان دارد می­ریزد این حوض در سمت چپ آرامگاه واقع است و در داخل به شکل هشت ضلعی است.
حوض ماهی زیربنایی در حدود 30.25 مترمربع دارد و با 28 پله به صحن آرامگاه وصل می­شود، مشهور است که سعدی نزدیک زاویه­ی خود، حوضچه­هایی از سنگ مرمر ساخته بوده که آب در آن­ها جریان داشته است. شستشو در این آب، خصوصا در شب چهارشنبه سوری، جزء معتقدات مردم شیراز بوده است.
کاشی کاری­های داخل حوض ماهی که به سبک عمده سلجوقی است، در سال 1372 توسط استاد کاشی کار «تیرانداز» طراحی شده و توسط میراث فرهنگی اجرا گردیده است بر فراز حوض ماهی یک نورگیر به شکل هشت ضلعی و دو نورگیر چهارضلعی در طرفین آن قرار دارد. زیرزمین سعدیه امروزه به چایخانه سنتی تبدیل شده است.
دو ساختمان آجری در کنار حوض ماهی وجود دارد که مربوط به دفتر است و ساختمان دیگری که کتابخانه­ی عمومی سعدیه است و ساختمانی دیگر که سرویس بهداشتی در آن وجود دارد.
محوطه­ی باغ به سبک ایرانی گلکاری، درختکاری و باغچه بندی شده است. در وسط حیاط دو حوض مستطیل شکل، با جهت شمالی - جنوبی در دو طرف محوطه­ی آرامگاه قرار دارد و حوض دیگری در جهت شرقی - غربی در مقابل ایوان اصلی بنا واقع شده است.
بر روی درب ورودی سعدیه این بیت به چشم می­خورد :

ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

قطعه­هایی از کتیبه­ی سنگی مربوط به سر در آرامگاه که متعلق به زمان کریمخان زند بوده و در اثر سانحه­ای در گذشته­های دور شکسته شده، هم اکنون در درون آرامگاه محفوظ مانده است. این قطعه ضمن خاکبرداری خیابان برای تعمیر آسفالت از دل خاک بیرون آمده است. بر روی سنگ مذکور قسمتی از شعر سعدی به خط ثلث عالی نوشته شده است با این مطلع :

الهی به عزت که خوارم مکن به ذل گنه شرمسارم مکن


 

در اطراف مقبره، قبور زیادی از بزرگان دین وجود دارند که بنا به وصیت خود، در آنجا مدفون شده­اند. آرامگاه شیخ مشرف الدین بن مصلح الدین سعدی شیرازی در تاریخ 53.8.20 به شماره ثبت 1010.3 در انجمن آثار ملی به ثبت رسیده است.

منبع   

+ نوشته شده در  89/03/09ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط Farham  | 

<< جدا سازهاي ضد زلزله >>

<< جدا سازهاي ضد زلزله >>

نويسنده‌گان:
علي غفاري - دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد-دانشجوي كارشناسي عمران
سيد امين هاشمي - دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد- فارغ التحصيل كارشناسي عمران


سرفصل مربوط:
سال انتشار: 1383
نوع ارايه: شفاهي
محل انتشار: يازدهمين كنفرانس دانشجويي مهندسي عمران
زبان مقاله: فارسي
حجم فايل: 411.05 كيلوبايت
تعداد صفحات: 13


خلاصه مقاله:

اغلب ساختمانهايي كه احداث شده و يا در حال احداث هستند ،يا اصلا براي مقابله با نيروي زلزله طراحي نشده ويااگر شده اند محدود به يكي از سيستم هاي مقاوم جانبي مثل ديوارهابرشي ، قلب مهار بندي شده ، قاب خمشي وميانقاب و يا سيستم دو گانه تركيبي هستن د. اين گونه ساخت وساز ميتواندباعث ايجاد شتابهاي زيادي در طبقات ساختمانهاي صلب و رانش بين طبقاتي در سازه هاي انعطاف پذير شود.ساختن يك ساختمان خيلي قوي و اتصال محكم آن به زمين به صورت غير قابل قبولي پر هزينه شده و موجب نتاقض با معماري خواهد ش د. از اين رو روش عاقلانه و بهينه اي براي مبازه با نيروي زلزله به نظر نمي رسد، و خطرات زيادي به همراه دارد. پيشنهاد مي گردد با قرار دادن ساختمان روي يك سيستم جدا ساز مانع از انتقال قسمت اعظم حركت افقي زمين لرزه به ساختمان شوي م. اين مسئله باعث كاهش بسيار زياد شتاب طبقاتي و رانش بين طبقه اي مي شو د. در اين روش با استفاده از تلف كننده اي انرژي ميكانيكي و الاستو مرها كه داراي خاصيت ميرايي بالاهستند با نيروي جانبي زلزله برجورد ميگرد د. چنانچه تلف كننده اي انرژي ميكانيكي را به همراه جدا ساز انعطاف پذير مورد استفاده قرار دهيم . مي توانيم تغيير مكانهاي سازه را محدود و كنترل كنيم. و كارائي سازه را به نحوه مطلوب بهبود بخشيم. جدا سازهاي ضد زلزله اين نويد را مي دهند كه،كارائي بهتري را براي ساختمان نسبت به روش آيين نامه اي جاري تامين نمايد.

دریافت متن کامل مقاله به صورت PDF

+ نوشته شده در  89/03/04ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

معماری ارامگاهها ومقابر

معماری ارامگاهها ومقابر

 

آرامگاه لسان الغیب 
تاریخچه آرامگاه
پس از درگذشت شمس الدین محمد، خواجه حافظ شیرازی (در سال 792 یا 791 ه.ق)، پیکر وی در خاک باغ مصلی، که ماوا و محل گشت و تفرج او بود، در زیر سایه­ی سرو روانی به خاک سپرده شد.
65 سال پس از وفات او یعنی در سال 856 هجری در زمان حکمرانی میرزا ابوالقاسم گورکانی، شمس الدین محمد یغمایی که استاد و وزیر حکمران نام برده بود، بر فراز گور حافظ عمارتی گنبدی شکل بنا کرد و جلوی آن حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر می­شد.
این بنا در اوایل سده­ی یازدهم هجری در زمان سلطنت شاه عباس تعمیر شد و در زمان نادر شاه افشار نیز تعمیراتی بر آرامگاه انجام گرفت.
اما بنیادی­ترین کار در زمان کریمخان زند بر روی آرامگاه انجام گرفت. او در سال 1189 هجری، ساختمانی اساسی بر روی آرامگاه حافظ ساخت. ساختمان او به شیوه­ی بناهای زمان زندیه، دارای تالاری با چهار ستون سنگی یک پارچه بود که از طرف شمال و جنوب گشاده و در دو طرف چپ و راست آن دو اتاق ساخته شده بود، به گونه­ای که مقبره­ی حافظ در شمال تالار قرار می­گرفت و در جنوب آن باغی بزرگ نمایان بود. این چهارستون با ارتفاع 5 متر هنوز هم در وسط تالار مقابل پله­ها با نقوش رنگ باخته اما زیبا خودنمایی می­کنند.
همچنین کریمخان دستور داد تا سنگی از جنس مرمر برای گور خواجه بتراشند و پس از آماده شدن سنگ دو غزل از غزل­های حافظ را که به خط زیبای نستعلیق بدست حاج آقاسی بیگ افشار آذربایجانی نوشته شده بود، بر روی آن کنده کاری کردند. این سنگ گور هنوز هم بر روی آرامگاه حافظ قرار دارد. ابعاد این سنگ 40 در 80 در 266 سانتی متر است
.

برروئ سنگ مزار لسان الغیب در میان ترنجی این جمله نوشته شده است : «انت الباقی و کل شی هالک»
در زیر آن غزلی زیبا از حافظ در 12 سطر با مطلع :
 

مژده­ی وصل تو کو کز سر جان بر خیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم


و دور آن نیز غزلی دیگر با مطلع :
 

ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش پیوسته در حمایت لطف اله باش

نوشته شده است.
همچنین در دو گوشه­ی بالای سنگ، این دو مصرع نوشته شده است :
 

بر سر تربت ما چون گذری، همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

و در گوشه­ی پایینی سنگ دو مصرع زیر نوشته شده است :
 

چراغ اهل معنی خواجه حافظ بجو تاریخش از خاک مصلی

که خاک مصلی به حساب ابجد بیانگر تاریخ وفات حافظ است.
پ
س از حکومت زندیه نیز افراد زیادی آرامگاه را تعمیر و مرمت کردند که برخی از آنان عبارتند از :
در سال 1273 هجری تهماسب میرزا (مؤید) حکمران فارس آرامگاه را تعمیر و مرمت کرد.
در سال 1295 هجری مرحوم فرهاد میرزا (معتمدالدوله) فرمانفرمای فارس نرده­ای چوبی بر دور آرامگاه خواجه افزود.
در سال 1317 هجری ملا شاه جهان زرتشتی (اردشیر) ساکن تهران بخاطر علاقه­ای که به حافظ داشت بر مزار او رفته و تفألی به دیوان حافظ می­زند که غزل زیر می­آید :
 

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو کای سر حق ناشناسان گوی میدان شما

وی از این غزل خوشش آمده و تصمیم می­گیرد بقعه و بارگاه مجللی بر روی آرامگاه حافظ بسازد. به همین منظور مشغول به کار شده و معجری بر فراز قبر می­سازد ولی یکی از سادات متظاهر وقت به جرم آن که چرا یک شخص زرتشتی (گبر) می­خواهد قبر حافظ را بسازد، آن بنا را خراب کرد و شخص بانی را از این کار باز داشت. ( گفته شده است در آخر عصایش را به قبر حافظ می­زند و خطاب به او می­گوید : درویش ! می­خواستند تو را نجس کنند، نگذاشتم !)
هنوز آثار افتادن چوب بست­ها بر روی سنگ قبر به صورت شکستگی در سنگ به چشم می­خورد.
در سال 1319 هجری، شاهزاده ملک منصور (ملقب به شعاع السلطنه)‌ والی فارس نرده­ای آهنی بر آرامگاه ساخت و سنگ نبشته­هایی را نیز بر بالای آن قرار داد.
در سال 1310 خورشیدی فردی به نام دبیر اعظم بهاری که استاندار فارس بود، سر در حیاط جنوبی و نارنجستان آن را سر و سامان داد، همچنین خیابانی در جلو آرامگاه احداث کرد و نام آن را «خرابات» گذاشت که بعدها به گلستان تغییر نام پیداکرد.
در سال 1314 خورشیدی به کوشش مرحوم علی اصغر حکمت شیرازی (وزیر فرهنگ وقت) وعلی ریاضی (رییس فرهنگ وقت) طرح نقشه­ی آرامگاه حافظ، به شکل کنونی آن با طراحی و نظارت مهندس «آندره گدار» شرق شناس و ایران شناس بزرگ فرانسوی تهیه شد و به مرحله­ی اجرا درآمد و در سال 1316 به اتمام رسید.
در این نقشه، چهار ستون وسط که در زمان زندیه احداث شده بود، از دوطرف امتداد یافت و حافظیه به دو محوطه، شامل باغ در جنوب، تالار و آرامگاه در شمال آن تبدیل شد. ساختمان قدیمی کریم خان زند به صورت تالاری درآمد که 56 متر طول دارد و به وسیله ی 20 ستون سنگی بلند نگه داشته می­شود که چهارستون یک پارچه­ی کریم خانی در میان این ستون ها قرار دارد و 16 ستون دیگر دوتکه است که در سال 1315 خورشیدی ساخته شده است.

بنای آرامگاه
آرامگاه حافظیه درمجموع 20.000 متر مربع پهنه دارد و دارای چهار در است :
یکی جنوبی (در ورودی اصلی)، دو در بزرگ و کوچک در سمت غرب و یک در، که در ضلع شمال شرقی به گلخانه گشوده می­شود.
بنای آرامگاه به دو میان سرای شمالی و جنوبی تقسیم شده است که حد فاصل دو صحن با دو ردیف پلکان سنگی که به تالاری 56 متری می­رسد، از یکدیگر جدا شده­اند. (که با انجام برنامه­های توسعه­ی ارامگاه که در دست انجام است، این ویژگی­ها دگرگون خواهد گشت.)
میان سرای (حیاط) جنوبی
این میان سرای که نسبت به کف تالار 18 پله، نزدیک به 4 متر گودتر است، به ابعاد 80 در 150 متر است. در میان این میانسرای باغچه­ی باریک بلوار مانندی است به پهنای 4 متر که در آن چمن و گل کاشته می­شود. در این سو و آن سوی این بلوار، دو راهرو به پهنای 4 متر قرار دارد. در این سو و آن سوی دو راهرو نیز، دو باغچه است به ابعاد 20 در 45 متر که پر است از سرو و کاج و در میان هر یک از این دو باغچه، یک آب نمای چهارگوش به اندازه­ی 4 در 32 متر ساخته شده است.
این سو و آن سوی این دو باغچه راهرویی است به پهنه­ی 4 متر که برای استراحت و رفت و آمد ساخته شده­اند. در خاور و باختر میان سرای، دو نارنجستان است که هر یک به اندازه­ی 35 در 70 متر است. این نارنجستان­ها علاوه بر آن که پیوسته سبز و خرم­اند، در فصل بهار که غرق بهار نارنج می­شوند، فضای حافظیه را معطر می­سازند.
در سه سوی حیاط جنوبی آرامگاه، دیوارهای آجری بلندی است که البته بخشی از میان دیوار جنوبی را برداشته و نرده­های آهنی نصب کرده­اند و در میان آن، در ورودی به حافظیه قرار دارد که با سه پله به خیابان گلستان باز می­شود.
تالار حافظیه
همان گونه که توضیح داده شد، این تالار از ساختمان­های دوره­ی زندیه است که پیش از این در میان، تالاری با چهار ستون و هر سوی آن تالار، چهار اتاق بوده است که در تعمیرات واپسین، اتاق­ها برداشته شده و تالار کنونی به درازای 56 متر و پهنای 8 متر با 20 ستون سنگی به بلندی 5 متر به وجود آمده است.
شکل این تالار تلفیقی از معماری هخامنشی و زندیه را در خود دارد.
در این سو و آن سوی تالار(خاور و باختر آن) دو اتاق ساخته شده که یکی دفتر آرامگاه است و دیگری را سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در اختیار گرفته.

در پیشانی این دو اتاق (سه بیت بر پیشانی دیوار خاوری و سه بیت بر پیشانی دیوار باختری) یکی دیگر از غزل­های حافظ را به خط نستعلیق بر روی سنگ مرمر نوشته و نصب کرده­اند.
مطلع این غزل عبارت است از :
 

روضه­ی خلد برین خلوت درویشان است مایه­ی محتشمی خدمت درویشان است

همچنین بر پیشانی نمای خارجی تالار و رو به سمت باغ ورودی (میانسرای جنوبی) غزل :
 

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس

و بر پیشانی نمای دیگر و به سمت آرامگاه، غزل :
 

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه ای دلبرا خطا اینجاست

نصب شده است.
میان سرای (حیاط) شمالی :
میانسرای شمالی حافظیه به اندازه­ی 60 در 50 متر است که پیش از این قبرستانی عمومی بوده است. در میان میانسرای، گور خواجه قرار دارد که با داشتن پنج پله، نزدیک به یک متر از کف میانسرای بلندتر است.
سنگ مرمری که کریمخان زند بر روی مزار حافظ گذاشته، هنوز با زیبایی و به همان حال باقی است.
بالای گور گنبدی است که به وسیله­ی هشت ستون سنگی یکپارچه­ی پنج متری و به شکل ستون­های کریمخان نگهداری می­شود.
سطح بیرونی گنبد به وسیله­ی ورق­های مس ِترک ترکی، مانند کلاه قلندران و درویشان پوشیده شده و درون آن با کاشی­های رنگین معرق، تزیین شده است. دورتادور زیر سقف بیت­هایی با خط ثلث روی کاشی نوشته شده است و غزلی زیبا از حافظ است با مطلع :
 

حجاب چهره­ی جان می­شود غبار تنم خوشا دمی که از این چهره پرده برفکنم

در جنوب میانسرای دو حوض آب بزرگ چهارگوش (در خاور و باختر) قرار دارد که منبع آب حوض­های بزرگ باغ ورودی در میانسرای جنوبی است و هر یک به وسیله­ی دو باغچه با درختان نارنج، محصور شده است. دورتا دور میانسرای نیز باغچه­هایی است که در آن­ها کاج، سرو و نارنج کاشته شده و چمن کاری شده است.
در بخش خاوری میانسرای، دیواری بلند است که پشت آن آرامگاه­های خصوصی خانواده­ی فربد و آرامگاه معدل (محل کنونی دفتر انجمن دوستداران حافظ) واقع شده است.
بر پیشانی این دیوار غزل :
 

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته­ی خویش آمد و هنگام درو

و غزل :
 

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت

با خط زیبای ثلث بر روی سنگ­های نوشته شده است.
در بخش شمالی میانسرای حافظیه، در میان، ساختمان کتابخانه است که مرکز حافظ شناسی در آن قرار دارد. سمت باختری کتابخانه، چایخانه­ی سنتی و در بخش خاوری آن نیز غرفه­ی فروش کتاب­ها و محصولات میراث فرهنگی است.
بر سر در چایخانه سنگ نبشته­ای است با خط نستعلیق و بیت :
 

رواق منظر چشم من آشیانه­ی تست کرم نما و فرود آ که خانه خانه­ی تست

و در سراسر پیشانی دیوار شمالی میانسرای، غزل :
 

سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی گفت باز آی که دیرینه­ی این درگاهی

با خط زیبای ثلث به چشم می­خورد.
سمت باختری میانسرای شمالی نیز دیواری است با غرفه­ها و آرمگاه­های خصوصی که بر پیشانی آن نیز غزل :
 

بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

جلوه­گری می­کند.
در این بخش نیز گورها و آرامگاه­هایی وجود دارد که مهم­ترین آن­ها مقبره الشعرا است و بقیه شامل :
آرامگاه خانوادگی ناصرالدین سالار، آرامگاه ضیاء الدین فیلی، آرامگاه خانوادگی فریدون توللی (شاعر)، آرامگاه خانوادگی اسدالله عرب شیبانی، آرامگاه خانوادگی خاندان طباطبایی کازرونی و آرامگاه خانوادگی خاندان قوام الملک شیرازی است که سردر بلندی دارد.
پشت مقبره­ی خاندان قوام (در سمت باختر مجموعه­ی حافظیه) نیز حیاط کوچکی است که در سمت باختر آن چند مقبره­ی شخصی متعلق به خانواده­های مؤیدالملک قوامی، صاحب دیوانی، فصیحی و ... است.
در میان این محوطه­ی کوچک و زیبا، آب نمایی کوچک و ژرف قرار دارد. این بخش اکنون به انجمن­های آموزش مرکز حافظ شناسی اختصاص یافته است.
در مقبره الشعرا (که با دری کوچک و آهنی به فضای بزرگ و چمن کاری شده باز می­شود) جمعی از شاعران، نویسندگان، عالمان، استادان دانشگاه و هنرمندان آرمیده­اند که مشهورترین آنان عبارتند از :
دکتر لطفعلی صورتگر (شاعر، 1348 - 1279 خورشیدی)، دکتر مهدی حمیدی شیرازی (شاعر و استاد دانشگاه 1365 - 1293 خورشیدی)، رسول پرویزی (نویسنده و داستان نویس، وفات 1356 خورشیدی)، استاد جواد مصلح ( فیلسوف فرزانه ، 1377 - 1298 خورشیدی)، استاد محمد خلیل رجایی (استاد حکمت و ادب، وفات 1354 خورشیدی)، دکتر عبدالوهاب نورانی وصال (استاد دانشگاه 1373 - 1302 خورشیدی)، استاد دکتر علی محمد مژده (استاد فرزانه­ی ادبیات دانشگاه، وفات 1381 خورشیدی)، استاد حمید دیرین (موسس و رییس انجمن خوشنویسان فارس، 1374 - 1315 خورشیدی)، استاد نورالدین رضوی سروستانی (از بزرگان آواز و موسیقی اصیل ایرانی، 1379 - 1314 خورشیدی)، آیت اله العظمی شیخ محمد باقر شهید رابع مجتهد اصطهباناتی (سرحلقه­ی آزادی خواهان فارس، شهادت 1286 خورشیدی)، دکتر سید ابوطالب فنائی (نویسنده، مترجم و شاعر، 1381 - 1328 خورشیدی) و ... همچنین دورتادور دیواره­ی میانسرای شمالی با آجرنماها و طرح­های شمسه گونه و غرفه­هایی با درهای چوبی که شکل گل­های نیلوفر را در نقش خود جای داده­اند به زیبایی صحن جلوه­ای دو چندان می­دهد.
خط­های ثلث سنگ نبشته­ها و سنگ نبشته­ی نستعلیق تاریخ بنا را هنرمند و خطاط فقید شادروان امیرالکتاب ملک الکلامی نوشته است.

در بخش شمالی کف میانسرای و در کنار آرامگاه حافظ نیز چندین سنگ قبر دیده می­شود که مهم­ترین آن­ها متعلق به شیخ محمد اهلی شیرازی (شاعر معروف و صاحب کتاب مشهور سحر حلال متوفی به سال 942 ه.)، محمد نصیری الحسینی ملقب به فرصت الدوله شیرازی (شاعر ، 1339 - 1271 ه.)، قطب العارفین آقامحمدهاشم ذهبی شیرازی (از اقطاب سلسه­ی ذهبیه، متوفی به سال 1199 ه.) و حاج ملاعلی سمنانی (عالم و عارف بزرگ) است.
در جلوی کتابخانه نیز مقبره­ی حاج سید محمدعلی کازرونی شیرازی (از مجتهدان فارس)، شیخ محمد مهدی کجوری (از مجتهدان برجسته)، شیخ محمدحسن کجوری و سید محمدرضا مجدالعلما (دستغیب) دیده می­شود. همچنین محل کنونی کتابخانه، مقبره­ی قاسم خان، والی فارس بوده است.
طراح آرامگاه
یکی از شرق شناسان بزرگی که همواره به تاریخ و تمدن و هنر ایران عشق می­ورزید، آندره گدار فرانسوی بود. او که فارغ التحصیل دانشکده­ی هنرهای زیبای پاریس بود، به سال 1307 خورشیدی به دعوت دولت وقت و به منظور سامان دهی اداره­ی کل باستان شناسی و نگهداری و مرمت بناهای تاریخی به ایران آمد.
وی در طی 32 سال اقامت در ایران (مدیریت اداره­ی کل عتیقات و ریاست دانشکده­ی هنرهای زیبای تهران) از اغلب آثار تاریخی ایران بازدید کرد و ضمن تهیه­ی فهرستی از آن­ها، برای حفظ و نگهداری و مرمت این آثار اقداماتی انجام داد.
آندره گدار در جنگ جهانی دوم به هنگام اشغال فرانسه توسط نازی­ها به نمایندگی کمیته­ی ملی فرانسه در ایران برگزیده شد و نشریه­ی فرانسه­ی آزاد را در تهران منتشر کرد.

او از سال 1936 به بعد به منظور شناساندن آثار تاریخی ایران به جهانیان، با همکاری همسرش بانو یدا گدار و عده­ای از محققان و دانشمندان ایرانی به انتشار جزواتی سالانه به زبان فرانسه به نام آثار ایران دست زد و در هشت جزوه با دقت و وسواس فراون با ذکر جزییات هنر ایران و ارایه­ی طرح و نقشه­ی بناها به معرفی یکایک این آثار همت گماشت.
ساخت و تکمیل بنای حافظیه به شکل امروزی یکی از کارهای بسیار زیبا و ماندگار وی است که با الهام از معماری اصیل ایرانی و با تکیه بر ذوق و هنر استادکاران هنرمند با نظارت وی به اتمام رسید

منبع: http://www.aariaboom.com/content/view/1045/103  

+ نوشته شده در  89/03/04ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط Farham  | 

مبلمان شهري دریک نگاه

مبلمان شهري دریک نگاه





مبلمان شهري دریک نگاه :

طراحي مناسب و به كارگيري مبلمان شهري متناسب با محيط در بخش هايي از شهر كه به آنها فضاهاي شهري مي گوييم - فضاهايي همچون پارك‌ها، برخي ميادين، پياده‌روها، مراكز تجاري - تأثير زيادي در كيفيت زندگي شهري بر جاي مي‌گذارد.
عناصري از مبلمان شهري تأثيري اساسي در مناسب‌سازي فضاهاي شهري دارند.
نيمكت در مبلمان شهريابتدايي‌ترين روش براي احساس آرامش و راحتي در پارك‌ها، استفاده از نيمكت است. اين نيمكت‌ها بايد به شكلي قرار بگيرند كه دسترسي به آنها آسان و راحت باشد و در سراسر پارك و به تعداد زياد موجود باشند. صندلي‌ها بايد روبه‌روي مناظر زيبا قرار بگيرند اما در در مسير رفت و آمد افراد نباشند.
نيمكت‌هاي مراكز عمومي شهر را نيز مي‌توان براي آسايش و راحتي شهروندان، نزديك مراكز ويژه‌اي مانند ايستگاه‌ها،‌كيوسك‌ها، باجه‌هاي تلفن، سطل‌هاي زباله و شيرهاي آب قرار داد. مهم‌ترين محل براي قرار گرفتن نيمكت‌ها در سطح شهر، مراكزي است كه مردم در آنجا زياد رفت و آمد مي كنند؛ به ويژه مكان‌هايي كه براي استراحت و تفريح مردم در نظر گرفته شده است.

فضاي باز زيبا و مناسب عمومي به شهروندان اين امكان را مي‌دهد كه در كنار يكديگر از طبيعت اطراف لذت ببرند و با داشتن مكاني مناسب براي نشستن، احساس رضايت آنها چندين برابر شود. افراد مختلف، انواع متفاوتي از نيمكت‌هاي پارك يا فضاهاي سبز را مي‌پسندند كه اين سلايق متفاوت، چگونگي طراحي نيمكت‌هاي پارك را تعيين مي‌كند و به نوع طراحي آن‌‌ها تغييراتي مي‌دهد.
براي نمونه، جوانان بيشتر روي قسمت بالاي نيمكت يعني تكيه‌گاه آن مي‌نشينند تا روي خود نيمكت و اين مورد بايد در طراحي نيمكت‌هاي پارك يا فضاهاي باز شهري مورد توجه قرار گيرد. همچنين نيمكت‌هايي كه به اين مراكز اختصاص مي‌يابد، بايد از استحكام بيشتري در ناحيه پايه‌ها برخوردار باشد.
همچنين براي افراد مسن، نيمكت‌هاي داراي پشتي يا تكيه‌گاه ، راحت‌تر از نوع بدون تكيه‌گاه آن است، در حالي كه در مورد ساير افراد، صندلي‌هاي بدون پشتي اين امكان را فراهم مي‌كند كه در دو طرف نيمكت بنشينند.
ايستگاه‌هاي اتوبوس وجود يك ايستگاه اتوبوس مناسب، براي تمام سيستم‌هاي حمل و نقل درون شهري، امري واجب و ضروري است، اما ميزان مناسب بودن اين ايستگاه‌ها، بستگي به نظر شهرونداني ‌دارد كه از آن استفاده مي‌كنند.
از ديد مديران شهري كه مسؤوليت رسيدگي به اين موارد را بر عهده دارند، يك ايستگاه مناسب، ايستگاهي است كه به مراقبت و نگهداري كمتري احتياج دارد اما ‌از ديد شهروندان، يك ايستگاه خوب، محيط ديد بالايي دارد و امكان سوار شدن راحت به اتوبوس را فراهم مي‌كند.
مكان هاي بدون سايه‌بان، مكان‌هاي تجاري پر رفت و آمد، مكان‌هايي كه آمد و شد افراد سالمند در آنجا بيشتر است و مكان‌هايي كه در آن آب و هوا اعتدال مناسبي نداشته باشد، براي رفاه شهروندان نيازمند به نصب ايستگاه‌هاي درون‌شهري است.
بهترين مكان براي قرار گرفتن ايستگاه‌هاي اتوبوس،‌ نزديك به مغازه‌ها و تقاطع‌ها است كه در اين صورت، بايد سه متر عقب‌تر از مسير عبور و مرور قرار گيرد تا موجب بروز ترافيك و مزاحمت براي افراد پياده نشود. چنانچه ايستگاه از تقاطع دور باشد، سايه‌بان ايستگاه بايد 2 متر از پياده‌رو عقب‌تر قرار گيرد تا براي ايستادن اتوبوس مشكلي ايجاد نشود.
ميدان ديد مناسب، مردم را قادر مي‌سازد كه آمدن اتوبوس را ببينند. ايستگاه‌هايي كه از نظر طراحي ضعيف هستند به سبكي طراحي شده‌اند كه براي ديدن رفت و آمد اتوبوس، بايد ايستگاه را ترك كرد و لب پياده‌رو رفت.
مردم به اطلاعاتي در مورد زمان ورود و خروج اتوبوس به ايستگاه نياز دارند. وجود تابلوهاي اطلاع‌رساني در ايستگاه‌ها، براي شهروندان و توريست‌ها بسيار جالب و مفيد است؛ به ويژه در بسياري از مراكز شهري كه افراد، به امنيت بيشتري نسبت به ديگر مراكز احتياج دارند، مراكزي مانند پارك‌ها، مراكز خريد و ديگر مكان هاي عمومي، بايد از تعداد بيشتري چراغ روشنايي استفاده شود.
در ايستگاه‌هايي كه چراغ‌هاي روشن دارند، شهروندان هنگام انتظار كشيدن، بيشتر احساس امنيت و آرامش مي‌كنند. وجود چراغ‌ در كنار درهاي ورودي ساختمان‌هاي مسكوني نيز براي رفت و آمد افراد مهم است. حتي هنگام تعطيل بودن مراكز نيز وجود چراغ از اهميت بسزايي برخوردار است.
ظروف زباله ظروف زباله‌اي كه در سطح شهر قرار مي‌گيرد به مصارف مختلفي اختصاص دارد. سطل‌هاي زباله‌اي كه در سطح شهر قرار مي‌گيرد، بايد به آساني قابل دسترس، به تعداد زياد و بي نياز از محافظت باشد.
يكي از اشتباهات مهم در شهرسازي اين است كه سطل‌هاي زباله را در جايي قرار مي‌دهند كه بتوان به راحتي آنها را خالي كرد، نه اين‌كه به راحتي براي شهروندان قابل دسترسي باشد. نتيجه اين كار، خيابان هاي پر از زباله و سطل‌هاي خالي است، زيرا مردم وقت خود را براي يافتن سطل زباله صرف نمي‌كنند.
براي تعيين اينكه سطل زباله در چه جاهايي بايد قرار بگيرد، مواردي را بايد در نظر داشت؛ مانند نوع مبلمان شهري در خيابان و نوع و موقعيت طبقات اول ساختمان‌هايي از قبيل فروشگاه‌ها و رستوران‌ها. همچنين بايد نوع و ميزان زباله‌هاي اين مراكز نيز با سطل‌هاي گذاشته شده متناسب باشد.
بهترين مكان براي گذاشتن سطل‌هاي زباله، مكان‌هاي تجاري و پررفت و آمد در حاشيه پياده‌روها، نزديك به اغذيه‌ فروشي‌ها و كنار صندلي‌هاي ايستگاه‌ها است.
برخي موارد را نيز در طراحي سطل‌هاي زباله بايد در نظر داشت، مانند تفاوت در طراحي سطل‌هاي زباله با توجه به نوع زباله، داشتن دريچه براي دور نگاه داشتن از خطر واژگوني و نفوذ حيوانات به آن و در نظر گرفتن اندازه سطل به تناسب ميزان استفاده و استحكام آن.
اين موارد نيز در طراحي سطل‌‌هاي زباله بايد در نظر گرفته شود: استقامت و دوام، موارد ضد حريق، رنگ، مقاومت در برابر آلودگي، لعاب داشتن سطل كه شامل رنگي مي‌شود كه به راحتي ورقه نشود، استفاده از پلاستيك‌هاي مقاوم و ورقه‌هاي استيل گالوانيزه.
معيارهاي رنگ‌آميزي مبلمان شهري تقسيمات منطقه‌اي، عناصر مختلف شهري، معماري و بافت منطقه‌اي، از معيارهاي اصلي رنگ‌آميزي مبلمان شهري محسوب مي‌شوند. در تقسيمات منطقه‌اي، عناصري مانند ويژگي‌هاي منطقه به لحاظ اقليمي و آب و هوايي، ويژگي‌هاي فرهنگي، مبلمان، علائم هدايتي، كيوسك‌ها، جدول‌ها، نرده‌ها و پل‌هاي عابر، مورد توجه قرار مي‌گيرد.
همچنين نوع رنگ بر پايه پژوهش‌هاي رنگ از منظر روان‌شناسي شهري، پژوهش‌هاي روانكاوانه هر منطقه و طبقه‌بندي نيازهاي رنگي بر اساس فرهنگ هر منطقه، رنگ فضاي سبز و رنگ‌بندي گل‌آرايي ، هارموني رنگ‌هاي طبيعي فضاي سبز با رنگ حصارها و عناصر جنبي موجود در فضا و معماري، پژوهش‌هاي تكنولوژيك و شيميايي رنگ و مصالح ماندگار و سازگار با شرايط محل و شرايط اقليمي آن، تعيين مي‌شود. همچنين كارشناسان به لحاظ شرايط اقليمي، فصل‌هاي تابستان و بهار را براي اين كار پيشنهاد مي‌كنند.
تهران از جمله شهرهايي است كه به لحاظ بصري و منظر عمومي، داراي اغتشاشات و بي‌نظمي‌هاي فراواني است و با كمي دقت مي‌توان وجود اين بي‌نظمي‌ها را در تمام نقاط و سيماي شهر احساس كرد.
كارشناسان، وجود رنگ مناسب در يك محيط شلوغ با مبلمان فرسوده و بي‌روح مانند تهران را براي ايجاد نشاط و آرامش در شهروندان ضروري مي‌دانند و همچنين اين عنصر را عاملي براي كمتر به نظر رسيدن اين خرابي‌‌‌ها و فرسودگي‌‌ها به شمار مي‌آورند.كيفيت رنگ‌آميزيبا توجه به شواهد و مدارك موجود، موضوع رنگ در تهران هيچگاه ـ چه در گذشته و چه در حال حاضرـ به شكل تخصصي دنبال نشده و كيفيت كاربرد رنگ در شهر از سوي اغلب كارشناسان ضعيف ارزيابي مي‌شود. به گفته كارشناسان رنگ‌هاي استفاده شده در تهران از نوع رنگ‌هاي روغني است و به ندرت از رنگ‌هاي ماشيني استفاده مي‌شود.

+ نوشته شده در  89/03/03ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

بازدید علمی : شهرستان کلات و عمارت کاخ خورشید

بازدید علمی : شهرستان کلات و عمارت کاخ خورشید
بازدید علمی

فعالیتی است علمی _دانشجویی که به منظور ارتقاء شناخت و آگاهی دانشجویان از وضعیت علمی و صنعتی کشور و... که به صورت میدانی انجام می گیرد.

اقدامات قبل از بازدید :

ماده 1 – اهداف اصلی بازدید در جلسه ای با حضور مسوولین مربوطه به طور مشخص ،تعریف و تببین شود .

ماده 2 - زمان آغاز و پایان بازدید مشخص و قطعی گردد و بودجه مورد نیاز تامین شود .

ماده 3 – توقعاتی که از انجام بازدید و نتایج حاصله مورد نظر است تعیین گردد.

ماده 4 – اهداف میانی یا وقایع مهمی که در جریان انجام بازدید باید محقق شود مانند پذیرایی ،توضیحات کارشناس راهنما و... شناسایی و فهرست شود .

ماده 5 – در ابتدا ،افراد یا گروه از دانشجویان یا استادان را که مشارکت آنان برای دسترسی به اهداف ضروری است تعیین نمایید .

ماده 6 – بازدید علمی بر اساس برنامه ریزی قبلی و با هماهنگی مدیریت علمی انجمن و سایر مدیریت های ذیربط صورت می گیرد.

ماده 7-شرح وظایف افراد اجرایی در هر بازدید علمی ،از قبیل هماهنگی ،برنامه ریزی تا اجرا ،تدوین و تبیین گردد.

تبصره :1- اطلاعات لازم قبل از بازدید در اختیار مسوولین بخش های مورد بازدید قرار گیرد تا تدابیر لازم اتخاذ گردد.

تبصره 2- در طول هماهنگی برای بازدید ،بایستی آگاهی کامل از محدودیت ها ،شرایط بازدید ،حمل اشیاء خاص مدت بازدید امکانات موجود و... حاصل گردد.

ماده 8- پس از دریافت مجوز بازدید و مشخص شدن زمان و تاریخ بازدید و نیز تامین امکانات ،جهت اطلاع رسانی ثبت نام انجام گیرد.

ماده 9- پیش از بازدید ،ارتباط محل مورد بازدید با رشته تحصیلی دانشجویان بررسی شود.

اقدامات هنگام بازدید :

ماده 10 - پیگیری اهداف میانی که از قبل پیش بینی و طراحی گردیده و بایستی در خلال بازدید انجام گیرد.

ماده 11 – نظارت مستمر بر حسن اجرای فعالیت ها و رفع ناهماهنگی ها صورت پذیرد.

ماده 12- از اساتید مشاور یا افراد متخصص دیگر به عنوان راهنما استفاده شود .

اقدامات پس از بازدید

ماده 13 – به منظور ارتقای کیفی بازدید ها ،یک نظر سنجی صورت گیرد.

ماده 14 – در پایان بازدید به منظور ارزیابی برنامه ،جلسه ای با دست اندرکاران و مجریان بازدید ترتیب داده و از نتایج حاصله در برنامه های آتی بهره گیری شود .

ماده 15 - گزارش هر بازدید و خروجی پیشرفت آن ،به صورت مصور و مکتوب ،به دفتر همکلاسی رسانده شود .

ماده 16 – نتایج و دستاوردهای حاصله از بازدید های علمی ،در نمایشگاه های مختلف در معرض نمایش قرار گیرد.

ماده 17 – شناسنامه ای از مراکز علمی بازدید شده ،که حاوی اطلاعات مورد نیاز خود و دانشجویان باشد تهیه نمایید.

گزارش مقدماتی بازدید علمی: شهرستان کلات و کاخ خورشید

معرفی شهرستان کلات :

حصار كلات كه در فاصله 180 كيلومتري شمال مشهد واقع شده است مانند دره‌اي است كه توسط دو رشته كوه مرتفع محاصره گرديده باشد و داراي طول و عرض تقريبي 35 و 10 كيلومتر مي‌باشد.این رشته کو ها بنا به گفته ی مردم محلی همان منطقه به کوه های 77 معروف است و از یک دهنه که 7 آن بسیار بزرگ تر است نادرشاه وارد منطقه می شده است و امروزه در همان کوه تونلی با عرض کم و بسیار خطرناک ایجاد شده و تنها محل رفت آمد و ورود و خروج مردم کلات می باشد.

587 تصویر اول: رشته کو های 77

431 تصویر دوم : دهنه ورودی شهرستان کلات

تصویر سوم : تنها تونل جهت ورود به این شهرستان

‌ آثار باستاني اين منطقه به دوره نادر شاه تعلق دارند و عبارت‌اند از :

برج‌هاي ديده‌باني اطراف شهر كلات كه در فاصله سالهاي 1155 و 1160 هجري قمري ساخته شده‌اند و برخي از آن‌ها باقي مانده‌اند ؛ كتيبه نادري واقع در خارج از قلعه نادري (دربند نفتي) به زبان تركي و به خط نستعليق در بدنه كوه ؛ دروازه ورودي ، دروازه دهچه، دروازه چوب بست ، دروازه گشتانه ، دروازه نفتي ، دربند ارغوان شاه ، عمارت خورشيد و دربند نفتي ، تخت دختر نيز مجموعه بنايي بوده ،‌ كه بر تپه‌اي نزديك به دروازه نفتي و به امر نادر شاه ساخته و اكنون آثاري پراكنده از آن بنا برجاي مانده است.

معرفی کاخ خورشید :

بناي اين كاخ كه در وسط باغ بزرگي قرار دارد از آثار دوره‌ي نادر شاه افشار است و احتمالاً براي سكونت خانواده‌ي سلطنتي احداث شده است. نماي اين كاخ كه به شيوه معماري هنري ساخته شده به شكل استوانه‌اي بوده و با سنگ هاي مر‌مر سياه تزيين شده است. بلندي آن در گذشته در حدود 25 متر بوده است و در حال حاضر به علت خرابي طبقه سوم ، ارتفاع كاخ بيش از 20 متر نيست. اين كاخ مجموعاً داراي 12 اتاق است كه در داخل اتاق‌ها نيز تزييناتي از نقاشي و گچ‌بري ديده مي‌شود . شيوه تزيين و آرايشي كه در اين بنا به كار رفته مشتمل بر ريزه كاري هاي دقيق و متنوع و قابل ملاحظه است. تصاويري از شاهزادگان نادري بر روي ديوار‌ها نقش شده است كه در ميان آن‌ها، نقوش زرين نيز ديده مي‌شود. در طبقه زيرين بنا راهرو تاريكي وجود دارد. در وسط اين بنا از سطح پشت بام طبقه اول برجي‌با ترك‌هاي شبيه نيم ستون معروف به خياري احداث شده است. اين قسمت از برج به صورت سنگ يكپارچه است و ظاهراً يك سوم از ارتفاع بنا را شامل مي‌شود. اين قصر در نيمه دوم قرن دوازدهم هجري قمري ساخته شده است.

* دوره تاریخی:

(افشاریه (نادرشاه افشار)

* تاریخچه بنا :

ساخت این بنا در سال 1155 هجری قمری به فرمان نادر شاه آغاز و در سال 1160 (برابر با 1126 هجری شمسی ) همزمان با قتل نادرشاه متوقف گردید (با استناد به کتیبه موجود در داخل کلخ خورشید )

با توجه به متون قدیم و حجم معماری و کتیبه موجود (سوره مبارکه النبا) آرامگاه نادرشاه می باشد.

تصویر Pic82

* سبک معماری :

ایرانی و اسلامی (شیوه اصفهان)

تصویر456

*مشخصات بنا :

دارای پلان هشت ضلعی یا هشت ایوان که یک در میان با یکدیگر قرینه اند .ارتفاع بنا از کف سردابه تا زیر عرقچین گنبد خانه 21.8 متر و مساحت بنا 900 متر مربع در هر طبقه می باشد.

* تزیینات داخل : طلاکاری ،تزیینات گچی و رنگی و کتیبه با خط ثلث ،رسم بندی و نقوش اسلیمی .

تصویر454

نمای خارجی بنا : از سنگ های آهکی متخلخل ساخته شده است که مزین به نقوش گل و بوته ،پرنده (طوطی) ،انواع میوه ها از قبیل آناناس ،انبه ، موز، انگور و گلابی که ویژه مناطق گرمسیری می باشد .

لذا این حجاریها به استادکاران هندی منسوب است.

تصویر517- 518- 519-520-

چهار باغ :

دارای مساحت 25500 متر مربع است .دارای آبنمای های سنگی با 156 فواره و هشت حوضچه و یک حوض بزرگ می باشد .

تصویر521

طراحی آبنما ها به گونه ایست که باغ را به چهار قسمت تقسیم کرده که نشان از یک باغ کامل ایرانی است .

+ نوشته شده در  89/03/02ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط Farham  | 

برخی از اصول معماری ايرانی

برخی از اصول معماری ايرانی

درون گرايی
درون گرايی مفهومي است که به صورت يک اصل در معماری ايران وجود داشته است و با حضوری آشکار ، به صورتهای متنوع ، قابل درک و مشاهده است .

ويژگی معماری غير قابل انکارآثار و ابنيه ای مانند خانه ، مسجد ، مدرسه ، کاروانسرا ، حمام و غيره مربوط به خصوصيت درون گرايانه آن است که رپيشه ای عميق در مبانی و اصول اجتماعی – فلسفي اين سرزمين دارد .

با يک ارزيابی ساده مي توان دريافت که در فرهنگ اين نوع معماری ، ارزش واقعی به جوهر و هسته باطنی آن داده شده است و پوسته ظاهری ، صرفا پوششی مجازی است که از حقيقتی محافظت مي کند و غنای درونی و سربسته آن تعيين کننده جوهر و هستی راستين بنا است و قابل قياس با وجوهات و فضای بيرونی نيست .

درون گرايي در جستجوی حفظ حريم محيطی است که در آن شرايط کالبدی با پشتوانه تفکر ، تعمق و عبادت به منظور رسيدن به اصل خوپيش و يافتن طمانينه خاطر و آرامش اصيل در درون ، به نظمي موزون و متعالي رسيده است .به طور اعم و بر اساس تفکر شرقي و در سرزمينهای اسلامي ؛ جوهر فضا در باطن است و حياط درونی ، به وجود آورنده اساس فضا است .

امر توجه به مسايل درونی بر اساس فرهنگ ، نوع زندگی ، آداب و رسوم و جهان بينی شکل گرفته است که همراه با مسايل مادی ، جغرافيايي ، اقليمي معنای نهايي خود را بدست آورده است . معنايي که از فطرت خود انسان نشات گرفته است .

مرکزيت
ويژگی موازی با مساله درون گرايي ، مرکزيت در فضای معماری است . سير تحول عناصر پراکنده (کثرت ها) به وحدت مرکزی در اغلب فضاهای معماری دنيای اسلام به چشم مي خورد . حياط خانه ها ، مساجد ، مدرسه ها و کاروانسرا ها هسته های تشکيل دهنده اين تفکر و رساندن عناصر عملکردی يا جزئيات ميانه و دور به مرکز جمع کننده تنوع ها و گونه گونی ها مي باشند . اين فضای درونی مرکزی که گاه مي تواند چيزی غير از حياط مرکزی باشد تظيم کننده تمام فعاليت ها بوده و اصل و مرکز فضا را در قسمتی قائل است که نقطه عطف و عروجی استثنايي در آن رخ مي دهد .

انعکاس
در اغلب فضاهای معماری ايران منظره کلي حاصل از شکل گيری عناصر کالبدی ، به وجود آورنده کليتی بصری است که از اجزای آن در قالب محوربندی های حساب شده و منظم ، چهارچوبی را تشکيل مي دهند که در ان شکل و تصوير به کمال مي رسد . اجزای ترکيبی در محورهای افقي و عمودی همواره رشد صعودی داشته و به منظور ددستيابی به مرکزيت ديد (تصوير ) خط حرکت عمودی در فضاهای باز به طرف آسمان و نور تنظيم مي شود که پيوند معماری ، نور، آسمان و انعکاس را به عنوان نتيجه بصری به دست مي دهد .

انسان در گردش محوری خود به طرف جهاتت مختلف اين کليت فضايي منسجم را حس مي کند که گويای نظام فکری منظمي است که در آن ، مرکزيت فضا و زمين در مرکزيت (توحيد) آشتی دهنده عوامل اتصال زمين و آسمان است .

پيوند معماری با طبيعت
همدلي و احترام به طبيعت ريشه های عميق فرهنگی دارد و هم زيستی مسالمت آميز انسان ، معماری و طبيعت در معماری سنتی ايران کاملا مشهود است . اشارات فراوان در کتاب آسمانی درباره گياه ، نور و اجزای طبيعت و در نهايت تمثيل بهشتی آن موجب شده است که در معماری ايران حضور طبيعت به طور همه جانبه باشد و فضاهای نيمه باز – نيمه بسته در يک روند سلسله مراتبی به نحوی در کنار يکديگر قرار گرفته باشند که گويي هميشه انگيزه احترام و حفظ نعمتهای الهي را پاس مي دارند که در قلب طبيعت و اجزای عناصر آن تجلي کرده است .

هندسه
مورد بسيار مهم در درک معماری های شرق ، ايران و تمدن های زير پوشش فلسفه و فرهنگ اسلامي، نحوه بر خورد با مقوله هندسه در بيان افکار و انديشه ها ست . بدون شک زمان بيان معماری های جهان در هندسه استوار است و از طريق روابط ان مي توان کليت کالبدی را آشکار کرد .

اما بحث ما تفاوت هندسه منشعب از جهان بينی فرهنگی کشور های شرقي است . در هنر و معماری اسلامي هندسه دارای اهميت و مفهوم ويژه است و گسترش خود را در فلسفه و راه حيات مي جويد و تجلي گاه افکار الهي و عقلانی و ادراک جهان هستی است .

در هندسه اين سرزمين بحث علم و رشد رياضی اعداد و ترکيبات پيچيده جبر همراه با حس شهودی بوده است و اين دو که تکميل کننده آثار هنری محسوب مي شوند جدايي ناپذيری هنر (حس) و علم (عقل) را در تمدن های غنی و در جهان اسلام نشان مي دهند .

شفافيت و تداوم
نقطه مقابل مفهوم فضای بسته و تمام شده ، مفهوم شفافيت و تداوم قرار دارد و در چنين فضايي ، مسير حرکت انسان و يا نگاه او در تداومي پيوسته صورت مي گيرد ، به طوری که گشاپيش های فضايي در خطوط افقي و عمودی موجب شفافيت (transparency)در لابلای ديوارها و ستون ها مي گردد که دور نما و منظر نهايي در افق لایتناهي و مستهيل مجددا جان و جلوه تازه به خود مي گيرد .

در لابلای بدنه بناهای معماری ايران فضا هيچ گاه با قاطعیت مشخص نمي شود و ابهام ترکيبات پيچيده آن به دليل غنا بخشيدن به منظره ای است که نمي توان آن را در يک قالب محدود و تماميت يافته تفسير کرد . اين فضا حامل پيام ازپديده ای است که پديده ديگری در درون خود دارد و حرکت به سوی ان ، حرکتی به سوی بخش ديگر فضا است با کليت و جامعيتی گسترده .

راز و ابهام
احساس عظمت معنوی در کمال سادگی و خلوص در تشکيل و ترکيب ابنيه ايران مد نظر قرار داشته و سادگی ترکيبات اين هندسه پايه ولي غنی موجب پيداپيش ساختمان هايي شده است که پيام آن با درک ويژه حسی قابل دريافت است و توام با کليتی است که کمال خود را در منظر و تصويری کامل القا مي نمايد .

تعادل موزون / توازن احساس
در ايران به غير از مناطق مرطوب و بارانی شمال و غير از برخی مناطق خاص جنوبی ، با سرزمين نسبتا خشک و گاهي کويری مواجه هستيم که از لحاظ اقليمي دو تمهيد ويژه را مطرح مي کند : يکی حفاظت در برابر گرما و حرارت و ديگری به وجود آوردن خنکی ، جريان هوا ، دريافت آب و حفظ آب.

بسياری از عناصر معماری سنتی شهرهای کويری دليل وجودی خود را در مقابله با يک اقليم سخت بدست مي آورند ؛ همانند گنبد که زمان و سطح تابش آفتاب بر روی آن موجب مي شود که هميشه قسمتی از آن در سايه قرار گيرد و در داخل اين گنبد ، حرارت به صورت گردشی از دريچه فوقانی تخليه و رها شود . نمونه های ديگر شامل ديوارهای ضخيم خشتی يا فضاهايي چون تالار، ايوان ، زير زمين ، سرداب ، بادگير و مانند آن نيز در پيوند ارگانيک با طبيعت همزيستی مسالمت آميز داشته باشد ؟

ايوان، يکی ازعناصر ويژه معماری ايران که فضايي نيمه باز نيمه بسته مي باشد يکی ازتمهيدات عالي اين نوع نگرش وهمزيستی با طبيعت است.غير ازتنظيم منظر درقالب تصويری محاسبه شده،حضور ايوان،روشنايي ميانه(سايه روشن ها) رادربرگرفته و حد رابط بين فضای خارجی و داخلي است که در تعديل و تنظيم کيفيت هوا نيز کاملا موثر است.

جستجوی آبهای زير زمينی و به وجود آمدن شبکه قنات ها به همين منظور ، تامين آب حيات و پاکيزگی جسم و روح بوده است . با آب، درخت و گياه رشد مي کنند. جلوی بادهای شنی و آلودی های مختلف گرفته مي شود و آرامش سايه های طبيعی مهيا مي شود .نعمت آب ودرخت و گياه در منطقه کويری هميشه تمثلي ازبهشت بوده است که جويهای آب آن در چهار سو در حرکت بوده اند . در نتيجه خيلي روشن است که در معماری ايران اين بهشت جای و مکان خاصی داشته باشد و به شکلي مرکزی تمام فضاها را بهره مند نمايد .

پيرو شناسايي برخی ويژگی ها و عناصر تشکيل دهنده شکل و صورت معماری، در راستای تداوم بخشی به اصول طراحی معماری نکات زير قابل ملاحظه مي باشد .

مفاهيم و اصول معماری در طول تاريخ با فرهنگ يک سرزمين انتقال يافته تسری مي يابند.

شکل معماری با تبعیت از ويژگی های محيطی و فلسفي به وجود مي آيد و عامل زمان ، بعلت ماهيت دگرگون سازی ساختار زندگی انسان ، به عنوان رکن اصلي ، فضاهای جديد را شکل مي بخشد .

با توجه به اصل پايداری مفاهيم جوهری مستتر در هر پديده ، مي توان اصول انسانی مذکور را در سير زمان حفظ نموده و از آن ها به عنوان مفاهيم بنيادی و اساسی به مثابه منبع الهام، استفاده کرد.

در وفاداری به فرهنگ و هنر يک سرزمين ، حفظ و تکرار اشکال گذشته مورد نظر نبوده و در طراحی و هنر ، نگاه پويا و خلاق از ضرورت های اوليه متقدم به شمار مي آيد . صورت برگردان معنی گذشته لزوما ديگر در روند زندگی فعال کاربرد ندارد و نيازمند ايجاد صور جديد پيرو مفاهيم پايدار است .

معماری ، انتقال دهنده معنی است و نه شکل .

پرداختن به معماری به اصطلاح علمي ، به معنای اين نيست که بايد الزاما از فلسفه علم گرا و عقلانی فرهنگ های بيگانه تقليد کرد .

هنر والا با تقليد سر و کار ندارد و اثری که فاقد پويانی ، نوآوری ، احساس حقيقت و خلاقيت زمان خوپيش باشد بدون شک فاقد اعتبار بوده و به هيچ وجه راه گشا نيست .

شکل تثبيت شده ای برای برگردان مفاهيم فرهنگ وجود ندارد و برای اعتلا و پيشبرد هنر و معماری يک سرزمين ميتوان با بهره جستن از نو آوری هوشمندانه به اين اهداف متعالي نائل آمد.

شکل ، دارای مفاهيم (semiologic) و تمثيلي(symbolic) است و ساختمان ترکيبی عناصر معماری ، نمي تواند خارج از شناخت های فرهنگی به طور انتزاعی و مجرد حرکت نمايد .

تجربه هنر و معماری مدرن (بين المللي) که قطع رابطه بين محيط ، تاريخ و سنت بوده ، نشانه بارزی از يک تجربه شکست خورده است که در آن دو عامل محيط و فرهنگ به نام نوآوری ناديده گرفته شده است .

نشانه و نماد را مي توان در کليه پديده های به وجود آمده و تمدن بشری مشاهده کرد . فلسفه ، ادبيات ، علم ، هنرو... نگاه پويا به عنوان زبان جديدی معماری قادر به استخراج اين علائم است .

معماری دارای دو رکن اصلي فرهنگی و علمي است و هرگاه در سير زمان يکی از ارکان سست و ضعيف گردد ، نتيجه حاصله ناکافي و ناتمام رشد مي نمايد . در اين رشته (معماری) علم مهندسی و احساس خلاق ، دو بال اساسی ابداع اثر بوده و احاطه و تسلط و توجه به هر دو زمينه از ضروريات پايه اين علم و هنر مي باشد .


منبع:
پينوشت: پايان نامه ارشد ياسر فريديان

+ نوشته شده در  89/03/02ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط Farham  | 

مناره , برگی از هنر اسلامی

مناره , برگی از هنر اسلامی

معماری درهمه دوران ازتاثیرگذارترین هنرهای این سرزمین بوده است. هنر اسلامی که به معنای فضلیت می باشد خاک ایران را به عرشستان هنر تبدیل کرده است. معماران ایران چه پیش از اسلام با تکنیک آنچنانی و چه پس ازاسلام با مفاهیم آسمانی فاصله خاک و افلاک را به هیچ رسانیده سنگ و آجر را ماه و ستاره کرده اند.بناها و عناصر معماری متعددی در این جاودانگی ازلی و ماندگی ابدی دخیل بوده اند. یکی از این عناصر که در هر دو دوره پیش و پس از اسلام نقشی چشمگیر و حضوری کم نظیر به عهده داشته میل یا مناره است. 

برگی از تاریخ مناره :
منار یا مناره که چراغدان و چراغپایه نیز گفته شده در لغت به معنای کانون نور محل روشنایی و جای نار است. وجه تسمیه اینست که در دوران پیش از اسلام مناره یا میل راهنما را جهت راحتی مسافران می ساختند. این هادیان قافله ها و راهنمایان کاروانها را عموما" در کنار راهها و جاده ها ساخته در تاج آنها آتشی روشن کرده تا گمگشتگان با دیدن نور آنها درشب های تاریک یا روزهای مه گرفته راه  را از بیراه بازشناخته به سمت شهر بیایند.


قدیمی ترین میل راهنمای موجود میل اژدهاست. بنایی هفت متری متعلق به اشکانیان در غرب نورآباد ممسنی که در بالای آن آتشدانی سنگی قرارداشته است.با ظهور اسلام  مساجد گوی رنگ و سنگ را از سایر رقبا ربوده در فن و هنر بی همتا گشتند.در ابتدا مساجد فاقد مناره بوده موء ذنان در مکانی که دو عامل مرکزیت و ارتفاع را توءامان داشته اذان می گفتند به گونه ای که بلال حبشی اولین موءذن اسلام بر بام خانه دختر عمربن خطاب اذان می گفت.
تاریخ احداث اولین مناره جهان اسلام بر کسی معلوم  نیست فقط به طور کلی می توان گفت در زمان خلافت امویان اعراب با الگو برداری از مناره های ایران پیش از اسلام به این بناها کاربری تازه ای داده جهت اذان گویی از مناره ها استفاده کردند.تاریخ ساخت اولین مناره ایران پس از اسلام بازهم نامشخص است. مناره مسجد شوش با بدنه ای استوانه ای و پلکان داخلی در قرن اول هجری و مناره مسجد تاریخانه دامغان با پایه چهارضلعی از خشت و گل در قرن دوم هجری از نخستین مناره های اسلامی ایران هستند. مناره هایی که با کاربرد جدیدشان یعنی اذان گویی از این به بعد گاهی گلدسته برخی اوقات نار و جاهایی نیز موءذنه نامیده شده اند.
در قرن سوم هجری ایران تولد اولین مناره آجری را جشن می گیرد. مناره منفرد قم با طرحی استوانه ای و پلکان مارپیچی داخلی جایی بین شهر قدیم قم (کمیدان) و شهر جدید اسلامی ساخته می شود تا صدای موء ذن به هر دو شهر برسد.اما بدون شک نشان طلایی معماری مناره در ایران برازنده سلجوقیان است. پادشاهی ملکشاه سلجوقی وسلطنت سلطان سنجرسلجوقی درکنار وزارت خواجه نظام الملک همراه با انتخاب اصفهان به پایتختی منجر به آبادانی این شهر و ساخت مناره های متعددی شد به گونه ای که اصفهان به شهر مناره ها شهرت یافت. مناره های این دوره بلند و  کشیده اند با حداقل استفاده از آجر لعابدارو البته اجرکاری معجزه گونه که اثر انگشت مخصوص معماران سلجوقی درهمه بناهای این دوره تلقی می شود. منار علی یکی از نمونه ای ترین این آثار محسوب می شود. مناره ای حداقل پنجاه متری که امروزه با از بین رفتن طبقه سوم آن به چهل و هشت متر رسیده است. استفاده بی نظیر از نگاره های هندسی به صورت آجر کاری از این مناره  در بین رقبایش چیزی دیگر ساخته است.
در همین دوران در سایر نقاط ایران مناره های زیادی ساخته شد. از سمنان و قم و کاشان تا بسطام و نایین وکرمان بذر مناره ها در زمین کاشته از رود وجود معماران سیراب شده سر به فلک کشیده اند.مناره های زوجی در اوایل قرن پنجم متولد شدند  در قرن هفتم به تکامل و از قرن هشتم به تداول رسیدند. حرکتی استادانه و در خور ستایش. تقابل و تقارن مناره ها روحی جدید در کالبد ایوانها و سردرها دمیده  نظر بازی و بصر نوازی آنها زیبایی مساجد و بقاع متبرکه را دو چندان کرد.در دوره مغول مناره ها ازپایین تا لب ایوان مخفی بوده بدنه از پشت ایوان سر بر می اورد. مناره های قوشخانه  مسجد جامع اشترجان و مسجد جامع کرمان از آثار این دوره هستند. در عهد تیموری مناره ها مستقل از ایوان چسبیده یا جدا ازآن احداث شدند.در دوره صفوی همانند دوران پیش از تیموریان مناره ها از پایین مخفی شده در بالای ایوانها به ظهور می رسند. تزئینات لعابدار مناره ها را تسخیرکرده , مقرنس و اسلیمی صفوی مسیر آجرهای سلجوقی را ادامه می دهند.ازپایان کار صفویان تا شروع عهد قاجاریان مناره قابل توجهی در ایران ساخته نشد. در دوره قاجار مناره های مرتفع و کوتاه زیادی ساخته شده از نمونه های بلند می توان به مناره های حرم حضرت معصومه (س) وبارگاه حضرت عبدالعظیم (ع) واز نمونه های  کوتاه به مناره های داخلی مدرسه شهید مطهری ومسجد امام خمینی تهران اشاره کرد.
ساختمان مناره :
مناره از سه بخش تشکیل می شود : 1- پایه 2- ساقه 3- تاج
1- پایه یا سکو: با توجه به ارتفاع زیاد ومساحت کم قاعده  پایه مهمترین نقش را در مقاومت مناره  داشته کوچکترین سستی در این قسمت یا زمین زیران منجر به فروریختن بنا می شود. بنابراین زمین را تا رسیدن به لایه های سخت حفر کرده با شفته وسنگ پر می کنند. سپس پایه یا سکو ساخته می شود. گاهی مناره ها را بدون پایه مستقیما" روی زمین می سازند که از نمونه های آن میتوان به منار علی و مناره مسجد برسیان اشاره کرد. پایه ها معمولا" یا مربع بوده مانند منار رهروان اصفهان و منار خسروگرد سبزوار یا کثیرالاضلاع بوده مانند منارهای سین و زیاد که بدنه استوانه ای در وسط سکو قرار می گیرد.
2- ساقه یا بدنه : از دوران پیش از اسلام می توان به میل اژدها یا نورآباد که ساقه ای چهار ضلعی داشته اشاره کرد. همچنین می توان از میل فیروزاباد متعلق به دوره ساسانی نام برد. ساقه ای چهار ضلعی با پلکانی بر بدنه خارجی به ارتفاع سی و سه متر (در حال حاضربیست و شش متر) که هر چه به سمت بالا می رود از پهنای آن کاسته می شود.بعد از اسلام ساقه استوانه ای تحفه مناره سازان شد و خود نیز بدل به برگ سبزنقاشی مقرنس کاران آجرکاران و کاشی کاران گشت. تا اوایل قرن پنجم مناره به صورت منفرد و مجزا از مجتمع مسجد ساخته می شد. گاهی مناره ای به مسجدی ساخته شده اضافه می شد و گاهی مسجدی در کنار مناره ای موجود احداث می گشت.


ساقه مناره های منفرد سه گونه است:
الف) ساقه های استوانه ای بسیار ساده با تزئینات ناچیزمانند مناره گلپایگان و خرم آباد و مناره مسجد جامع تفرش
 ب) ساقه های استوانه ای با ارتفاع زیاد که به دلیل مساحت بیشتر قاعده نسبت به مقطع فوقانی حالتی مخروطی داشته  ایستایی بیشتری دارند.
ج) مناره های منشوری که با استقبال معماران ایرانی مواجه نشده  معدودی از آنها در ایران ساخته شد. دراین مناره ها مقطع ساقه چند ضلعی است که با صعود به بالا از مساحت آن کاسته می شود مانند مناره مسجد نائین.از حیث زیباشناسی با توجه به اهمیت قرینه سازی در معماری ایران  مناره های زوجی چیزی بیشتراز یک شاهکار هستند و همانطور که دونالد ویلبر می گوید استادانه ترین و زیباترین راه اهمیت دادن به سردر بلند ساختن آن وقراردادن دو مناره در دو طرف آن بود.از دید فنی مناره های زوجی نقشی موثر در مقابله با نیروهای رانشی اتاق ایوان ایفا می کنند. نیروهای رانشی گنبد و ایوان به دو نیروی افقی و عمودی تبدیل می شوند. نیروی عمودی با نیروی عکس العمل زمین به وسیله پایه های قطور و نیروی افقی با عناصری مانند مناره که نیروی اضافی ایجاد می کند خنثی می گردد.هر ساقه یا بدنه دارای بخشهای زیراست:


2-1- دکل: با توجه به ساقه  دکل  چندضلعی یا استوانه ای است که پلکان مارپیچی به دور آن  می چرخد وبالا می رود. دکل میلهای پیش از اسلام بسیار قطور بوده اند ولی در دوران اسلامی باریکتر و ظریفتر می شوند. دکلها معمولا از گچ سنگ و اجر ساخته شده و گاهی جهت استحکام بیشتر از سرب مذاب استفاده شده است.


2-2- پلکان: پلکان میل فیروزآباد خارج از بنا قرار دارد اما در مناره های اسلامی پلکان به صورت مارپیچی حول دکل می چرخد. جهت پلکان عموما برخلاف حرکت عقربه ساعت بوده و تاثیر قابل ملاحظه ای بر مقاومت بنا در برابر زلزله دارد. در سه مناره مسجد جامع یزد  مناره سلجوقی گلپایگان و مناره کوتاه مدرسه خان شیراز استثنایی در پلکان وجود دارد. در این مناره ها دو پلکان وجود دارد. یکی جهت صعود و بالا رفتن و دیگری جهت پایین امدن به صورتی که هیچ ارتباطی بین این پلکانها نیست. در این حالت با در نظر گرفتن قد یک فرد متوسط القامه و با احتساب ارتفاع و فاصله خود راه پله ها دو پلکان به صورت مارپیچی و موازی هم ساخته می شوند.   


2-3- نورگیرها:
الف) روزنه هایی کوچک به اندازه جای خالی یک یا چند آجر.
 ب) پنجره هایی بزرگ که گاهی جهت اذان گویی نیز از آنها استفاده می شده است.
3- تاج: سومین و بالاترین بخش یک مناره تاج یا کلاهک است. ساقه در نقطه گلوگاه با افزایش مقطع عرضی باز شده به صورت دایره یا چند ضلعی در آمده نعلبکی مناره یا جایگاه موءذن را می سازد. دیواره مناره از نعلبکی یا کف تاج  وسط تاج و سرپوش تاج گذشته تا حدود دو متر بالا تر از سقف تاج ادامه پیدا می کند.اطراف تاج با دیواری کوتاه یا نرده های مشبک فلزی وچوبی محصور می شود.


مناره معماری نور الهی راهنمایی و هدایت است. مناره ها ساخته شدند. چه برای راهنمایی ابدان گم شده در صحرا  چه برای بیداری ارواح خواب مانده در سحرگاه. مناره جلوه ای کم نظیر از همزیستی هنرهاست. جایی که آجرکاری  کاشی کاری  نقوش اسلیمی  مقرنس کاری و دهها هنر دیگر هوای هنرناب را در فضا می پراکنند. 


پی نوشت :کتاب  آثار ایران , آندره گدار
                کتاب باستان شناسی ایران باستان , لوئی وندربرگ
                کتاب  تاثیر هنر ساسانی بر هنر اسلامی , عباس زمانی
                کتاب  معماری ایران دوره اسلامی , محمد یوسف کیانی

+ نوشته شده در  89/02/30ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط Farham  | 

سبک شناسی معماری ایرانی

سبک شناسی معماری ایرانی

سبک شناسی معماری ایرانی : تالیف محمد کریم پیرنیا . تدوین غلامحسین معماریان ،.

هدف این کتاب آشنا نمودن مخاطبان با معماری ایرانی و تغییرات و تحولاتی است که در طول تاریخ چند هزار ساله ایران رخ داده است بدین منظور مولف در ابتدا چهار شیوه " مصری " ، " شامی " ، " مغربی " و  " ایرانی"، که در حوزه معماری اسلامی مطرح بوده اند، را توضیح داده وسپس به طور مفصل به بررسی 6 شیوه مطرح در معماری ایرانی پرداخته است که عبارتند از : شیوه های پارتی ، پارسی ، خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی که شیوه های پارسی و پارتی متعلق به دوره های پیش از اسلام و سبکهای خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی مربوط به دوران اسلامی می باشند ، دراین نوشتار سعی شده است به مختصری از آنچه در کتاب آمده اشاره کنیم.
ساختمانهای تخت جمشید نمونه های خوبی جهت توضیح شیوه پارسی هستند که شامل : دروازه ملل ، آپادانا ، تالار صد ستون ، تچرا ، هدیش و تالار شورا هستند که از بارزترین ویژگیهای آنها استفاده از سنگهای پاکتراش و گاهی صیقل شده ، منظم و بهره گیری از بهترین مصالح ، بنا کردن ساختمانها بر روی سکو هایی از سنگ ، آرایش فضاهای درونی با کاشی های لعاب دار، بهره گیری از پایه ستون و سر ستون و استفاده از نقوش برجسته (ستونها در این دوره دارای حداکثر ارتفاع هستند ) می باشند .
شیوه پارتی بعد از حمله اسکندر به ایران و در دوره های اشکانی وساسانی پیدا می شود و در این دوران است که توجه به معماری یونانی رو به افول می رود . در این دوران استفاده از مصالح بومی رواج می یابد و مهمترین دستاورد این عصر استفاده از پوششهای طاقی در دهانه های بزرگ و گنبدها در زمینه چهار گوش می باشد که آتشکده فیروزآباد ، کاخ بیشابور ، کاخ سروستان ، ایوان کرخه از نمونه های ابنیه این دوران می باشند در این عصر گچ بری با خطوط شکسته و خمیده و استفاده از کنگره ها در نمای ساختمانها رواج یافته و قرینه سازی در نیایشگاهها و کاخ ها مورد توجه قرار می گیرد .
با ورود اسلام به ایران سبکهای معماری تا حدودی دستخوش تغییرات می گردند و سبکهایی چون خراسانی ، رازی ، آذری و اصفهانی به عرصه ظهور می رسند .
شیوه خراسانی ، همانطور که از نامش بر می آید ، در خراسان شکل می گیرد و از آنجا به شهرهای دیگر اشاعه می یابد ( از سده نخست هجری تا سده چهارم ) این شیوه بر اصولی چون سادگی ، دوری از بیهودگی ، مردم واری و استفاده از مصالح بومی استوار بوده که یکی از اصیل ترین بنا های این شیوه ، مسجد جامع " فهرج " است . مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع اردستان از نمونه هایی دیگر در این سبک می باشند .
شیوه رازی نیز در شهرری ظهور می نماید، از زمان آل زیار آغاز و در زمانهای آل بویه ، سلجوقی ، اتابکان و خوارزمشاهیان ادامه می یابد . " در این شیوه نغز کاری شیوه پارسی ، شکوه شیوه پارتی و ریزه کاری شیوه خراسانی با هم پدیدار می شوند. " از مهمترین ویژگیهای این سبک ساخت بناهایی است با کارکردهایی ویژه وخاص مانند آرامگاههای برجی و میل ها (برجهای راهنما برای مسافران در بیابانها ).در این شیوه نیز ساخت تاق و گنبد پیشرفت ارزنده ای دارد و از گچبری بسیار در تزیین بناها استفاده می نمایند . یکی ازشیوه های گچبری که در این دوره بسیار رواج داشته گچ بری " گچ تراش " بوده که گچ را با رنگهای مختلف می آمیختند و زمانیکه سفت می شد آنرا به اشکالی در می آوردند و همچون کاشی در کنارهم قرار می دادند و تصویری راخلق می کردند . از نمونه های ای سبک می توان به گنبد قابوس و گنبد کبود مراغه اشاره نمود .
شیوه آذری را می توان به دو دوره تقسیم کرد ، یک دوره از زمان هولاکو و پایتخت شدن مراغه و دوره دوم از زمان تیمور و پایتختی سمرقند . آنچه که به عنوان مشخصه اصلی این سبک می توان ذکر نمود ، بهره گیری هر چه بیشتر از هندسه و طرحهای متنوع وپیچیده در آثار معماری و ساخت بناهای بسیار بزرگ می باشد در این سبک از کاشی تراش یا معرق بیشتر از سبکهای گذشته بهره گرفته شده است و در دوره دوم استفاده از کاشی هفت رنگ ( کاشی سفید لعاب دار که پس از نقاشی روی آن آنرا داخل کوره می گذاشتند ودرتزیین استفاده می کردند . ) وخشتی در برخی ساختمانها باب می گردد در این شیوه از تاقهایی چون تاق " آهنگ یا استوانه ای " ، تاق " تویزه "  و تاق " کلنبو " ( گنبد کوچکی با خیز کم که در مکانهایی چون سقف نشیمن ، خانه های اشرافی و پوشش چهار سوق بازارها به کار می رفته ) بهره می گرفتند . گنبد " سلطانیه " را می توان نمونه ای از این سبک دانست .
شیوه اصفهانی آخرین شیوه در معماری ایرانی می باشد که برای این سبک نیز می توان دو دوره را در نظر گرفت :
- از زمان قره قویونلوها تا حکومت محمد شاه قاجار
- از زمان افشاریان تا پایان حکومت زندیان
از جمله ویژگیهای این شیوه ، ساده شدن طرحها واستفاده از اشکال هندسی ساده ( برخلاف شیوه آذری که از طرحهای پیچیده هندسی بهره گرفته می شد ) ، استفاده از گنبدهای گسسته میان تهی و بهره گیری هر چه بیشتر از کاشی های هفت رنگ تا کاشیهای تراش یا معرق در تزیینات.
در این شیوه بر خلاف شیوه های قبل در مصالح تغییراتی ایجاد وسپس از آنها استفاده می کردند که البته این کار سبب پایین آمدن کیفیت بناها می گشت ( در شیوه های گذشته از مصالح به شکل اولیه شان استفاده می نمودند و تغییر و تحولی در آنها ایجاد نمی کردند مثلا آجر را بدون تراشیدن مورد استفاده قرار می دادند . ) از جمله بناهای مطرح در این سبک ، مسجد امام اصفهان ، مسجد شیخ لطف الله و عمارت عالی قاپو می باشند .
به طور کلی می توان اصول معماری ایرانی را در مردم واری ( توجه به نیازهای انسان ودر نظر گرفتن  تناسبات )، پرهیز از بیهودگی ( دوری از خلق فضاهای بی کاربرد و صرفا تزیینی ) نیارش ( توجه در به کارگیری مصالح ) ، خودبسندگی ( توجه به معماری بومی ) و درون گرایی در نظر گرفتن اعتقادات وپایبندی به ارزشهای بومی ) خلاصه نمود . 

+ نوشته شده در  89/02/17ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط Farham  |